تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
جويهاى آب روان مىشد ، آن عجب‌تر از انگشتان تو نيست كه آب از آن بيرون آيد ، صلّى اللّه عليك . يا رسول اللّه ، مادر و پدر من فداى تو باد ، اگر خداى - عز و جل - براى سليمان باد را مسخر كرده بود ، تا بامداد يك ماهه راه رفتى و شبانگاه يك ماهه راه ، آن شگفت‌تر از براق نيست كه شبى بر آن تا به آسمان هفتم برفتى ، پس نماز بامداد آن شب در ابطح « 134 » مكه گزاردى ، صلّى اللّه عليك . يا رسول اللّه ، مادر و پدر من فداى تو باد ، اگر بارى تعالى عيسى را زنده كردن مردگان بخشيد ، آن عجيب‌تر از گوسفند بريان كردهء زهر آلود نيست كه با تو در سخن آمد و گفت : مرا مخور كه من زهر آلودم . يا رسول اللّه ، مادر و پدر من فداى تو باد ، نوح بر قوم خود دعاى بد كرد و گفت :
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
« 135 » ، و اگر تو بر ما مثل آن دعا كردى ما همه هلاك [ 519 ] شديمى ، پاى بر پشت تو نهادند و روى مبارك تو را خون آلود كردند و دندان تو را بشكستند ، تو از غير نيكويى گفتن امتناع نمودى ، و گفتى : اللّهمّ اغفر قومى فانّهم لا يعلمون . يا رسول اللّه ، مادر و پدر من فداى تو باد ، در اندكى سن و كوتاهى عمر چندان كس تو را متابعت نمودند كه در بسيارى سن و درازى عمر نوح را ننمودند ، و بسيار كس به تو بگرويدند ، و به دو جز اندكى نگرويدند . يا رسول اللّه ، پدر و مادر من فداى تو باد ، اگر همنشينى و هم كاسگى و مصاهرت « 136 » نفرمودى مگر با كفوى « 137 » ، هرگز تو را با ما همنشينى و هم كاسگى و مصاهرت نبودى ، و لكن از راه كرم با ما همنشينى و هم كاسگى و مصاهرت فرمودى ، و صوف پوشيدى ، و بر دراز گوش نشستى ، و بر مركوب ديگرى واپس خويش نشاندى ، و طعام بر زمين خوردى ، و انگشتان بليسيدى ، و اين همه از راه تواضع بود ، صلّى اللّه عليك . و يكى از سلف گفت كه من اخبار مىنبشتم ، و بر ذكر پيغامبر درود بنوشتمى و سلام نه ، پس پيغامبر را در خواب ديدم كه مرا گفت : صلوات را بر من در نبشتن تمام نمىنويسى . پس از آن هيچ ننوشتم مگر با درود و سلام . و بو الحسن شافعى گفت كه پيغامبر را - عليه الصلاة و السلام - در خواب ديدم و گفتم : يا رسول اللّه ، پاداش شافعى « 138 » از تو بر اين سخن كه در كتاب الرسالة نبشت : و صلّى اللّه على محمّد كلّما ذكره الذّاكرون و غفل عن ذكره الغافلون چيست ؟ گفت : آن كه او را براى حساب نايستانند .
هامش
( 134 ) ابطح ، جايى ميان مكه و منا ، سيد ابطحى از القاب رسول اكرم ( ص ) است . ( 135 ) نوح 71 - 26 . ( 136 ) مصاهرت ، دامادى و خويشى . ( 137 ) كفو ، همتا . ( 138 ) محمد بن إدريس شافعى .