كه مىخواند تا اجابت كنم ؟ و از من كه مىخواهد تا بدهم ؟ و كه آمرزش مىطلبد تا بيامرزم ؟ و نزول را بر نزول ملكى هم حمل كردهاند و گفتهاند كه يعقوب - صلوات اللّه عليه -
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي
« 87 » براى آن گفت تا وقت سحر دعا گويد . و آمده است كه وقت سحر دعا گفت و پسران آمين مىگفتند ، حق تعالى به دو وحى فرستاد كه ايشان را بيامرزيدم و پيغامبر گردانيدم .
دوم آن كه حالهاى شريف نگاه دارد .
( 1 ) بو هريره - رضى اللّه عنه - گفت كه در سه حال درهاى آسمان بگشايند : يكى صف كشيدن غازيان ، و دوم باريدن باران ، و سوم گزاردن نماز فرض . پس در اين حال دعا را غنيمت داريد . مجاهد گفت كه اوقات نماز بهترين ساعتهاست ، و دعاى پس از گزاردن [ نماز ] مهم بايد شناخت . پيغامبر گفت : الدّعاء بين الاذان و الاقامة لا يردّ ، اى ، ميان بانگ نماز و قامت دعا رد نشود . و گفت : الصّائم لا تردّ دعوته ، اى ، دعاى روزهدار رد نشود . و در حقيقت شرف وقت را رجوع به شرف حال باشد . چه وقت سحر وقت صفاى دل و اخلاص و فراغت از مشوّشات است ، و روز عرفه و آدينه وقت اجتماع همتها و يارى دلهاست در استنزال « 88 » رحمت بارى تعالى . و اين يكى از اسباب شرف وقتهاست ، بيرون « 89 » سرهايى كه آدمى بدان مطلع نتواند شد .
و حال سجده نيز سزاوار است به اجابت . بو هريره روايت كرد كه پيغامبر گفت : اقرب ما يكون العبد من ربّه و هو ساجد ، فأكثروا من الدّعاء ، اى ، وقتى كه در آن بنده به خداى نزديكتر باشد حال سجود است ، پس در آن دعاى بسيار بايد گفت . و ابن عباس روايت كرد كه پيغامبر گفت :
انّى نهيت ان اقرأ راكعا او ساجدا ، فامّا الرّكوع فعظّموا فيه الرّبّ ، و امّا السّجود فاجتهدوا فيه بالدّعاء ، فانّه قمن ان يستجاب ، اى ، مرا باز داشتهاند كه در ركوع و سجود قرائت آرم ، اما در ركوع تعظيم پروردگار كنيد ، و اما در سجود در دعا كوشيد ، چه سزاوار اجابت باشد .
سوم آن كه در دعا روى به قبله آرد ،
( 2 ) و دست چنان بردارد كه سپيدى زير دست او ديده شود . و جابر عبد اللّه روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - به عرفه در موقف آمد و روى به قبله آورد ، و دعا مىگفت تا خورشيد فرو شد . و سلمان روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ ربّكم حيِىّ كريم يستحيى من عبده إذا رفع يده إليه ان يردّها صفرا . اى ، بارى تعالى كريم است و از
هامش
( 87 ) يوسف 12 - 98 .
( 88 ) استنزال ، طلب نزول .
( 89 ) بيرون ، سواى .