تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
است كه مردگان به دنيا رجعت نكنند « 71 » پس كشتن سبب خاتمت است بر مثل اين حالت ، چه اگر كشته نشود و پس از آن مدتى بماند ، روا كه شهوتهاى دنيا باز آيد و ذكر خداى را ، كه بر دل وى مستولى شده است ، معدوم گرداند . و براى اين معنى ، اهل معرفت را از خاتمت خوفى عظيم است . چه دل ، اگر چه ملازم ذكر خداى باشد ، اما [ وى ] متقلب « 72 » است : از التفات شهوتهاى دنيا خالى نشود ، و بىفترتى كه به دو رسد نماند . و چون در آخر حال ، كار دنيا در دل او متمثّل شود و بر وى استيلا يابد و بر اين حال از دنيا رحلت كند ، استيلاى آن بر دل او باقى بود ، و پس از مرگ بدان حال آرزومند باشد و تمنا كند كه به دنيا باز گردد [ 507 ] ، و آن به سبب بىنصيبى « 73 » باشد از آخرت . چه مرگ آدمى بر چيزى باشد كه بر آن زيسته است ، و حشر او بر چيزى كه بر آن مرده است . و مسلّمتر حالى از اين خطر خاتمت شهادت است « 74 » ، چون مقصود شهيد [ رسيدن به ] مالى يا صيت شهادتى « 75 » يا غير آن نباشد ، چنان كه خبر بدان وارد است ، بل دوستى خداى و اعلاى كلمهء او باشد . و اين حالى است كه قرآن از آن عبارت فرموده است :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
. « 76 » و مثل اين [ آن ] شخص باشد كه فروشندهء دنيا بود به آخرت . و حال شهيد معنى لا إله الاّ اللّه ، را موافق است . چه او را مقصدى جز خداى نيست ، و هر مقصود معبود باشد ، و هر معبود إله بود . و اين شهيد به زبان حال مىگويد : لا إله الاّ اللّه ، چه او را جز خداى مقصدى نيست . و كسى كه اين به زبان گويد و حال او مساعد آن نباشد ، كار او در مشيت خداى است ، و او از خطر آمن نه . و براى اين ، لا إله الاّ اللّه را بر ديگر ذكرها ترجيح است . و اين ترغيب در بعضى مواضع مطلق آمده است ، و در بعضى مواضع صدق و اخلاص با آن مذكور است ، چنان كه آمده است : من قال لا إله الاّ اللّه مخلصا . و معنى اخلاص آن است كه حال موافق مقال باشد . و از حق تعالى مىخواهيم كه در خاتمت ما را از اهل لا إله الاّ اللّه دارد ، هم به حال و هم به مقال و هم در باطن و هم در ظاهر ، تا دنيا را وداع كنيم بىآنكه به دو التفات نماييم ، بل از او ستوه آمده باشيم و به لقاى حق تعالى مشتاق شده . چه هر كه لقاى خداى را دوست دارد ، خداى لقاى او را دوست دارد ، و هر كه لقاى خداى را كراهيت دارد ، خداى لقاى او را كراهيت دارد . و اين
هامش
( 71 ) آن چه ميان دو ستاره قرار گرفته از دو نسخهء بريتانيا و لنينگراد افتاده است و تنها در نسخهء مجلس موجود است . ( 72 ) متقلب ، واژگون . ( 73 ) بىنصيبى ( ى مصدرى ) . ( 74 ) مطمئن‌ترين راه نجات از اين خطر شهيد شدن در راه خداست . ( 75 ) در متن عربى : او ان يقال شجاع . ( 76 ) توبه 9 - 11 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 660 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى