ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
. « 92 »
پنجم آن كه در دعا تكلّف سجع نكند ،
( 1 ) چه حال دعا گوينده بايد كه تضرع باشد و تكلف مناسب آن نيست . پيغامبر گفت : سيكون قوم يعتدون في الدّعاء . و بارى تعالى گفت :
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
. « 93 » و گفتهاند كه اعتداء ، تكلّف سجع است . و اولى آن كه از دعاهاى مأثور عدول نكند ، چه باشد كه از حد دعا درگذرد و چيزى كه مصلحت نباشد بخواهد ، چه هر كس دعا نداند گفت .
و در خبر يا اثر همچنين آمده است « 94 » كه در بهشت هم به علما حاجت باشد ، چه اهل بهشت را فرمان در رسد كه در خواهيد ، و ندانند كه چه در خواهند تا آن گاه كه از علما بياموزند . و پيغامبر گفت : ايّاكم و السّجع في الدّعاء بحسب أحدكم ان يقول : اللّهمّ انّى اسألك الجنّة و ما قرّب إليها من قول او عمل و أعوذ بك من النّار و ما قرّب إليها من قول او عمل ، اى ، در دعا از سجع بپرهيزيد ، و اين دعا كه تقرير افتاد شما را بسنده باشد .
و در خبر است : سيأتي قوم يعتدون في الدّعاء و الطّهور . اى ، به زودى گروهى خواهند آمد كه در دعا و آبدست از حد بگذرند .
و يكى از سلف بر قصه گويى گذشت كه در دعا به تكلف سجع مشغول مىشد ، او را گفت :
بر خداى بلاغت عرضه مىدارى ؟ من گواهى مىدهم كه حبيب عجمى را ديدم كه دعا مىگفت و بر اين كلمات نمىافزود : اللّهمّ اجعلنا جيّدين اللّهمّ لا تفضحنا يوم القيامة ، اللّهمّ وفّقنا للخير . و مردمان از هر گوشهاى به دعاى وى دعا مىگفتند ، و بركت دعاى او ظاهر بود .
و يكى از سلف گفت : به زبان تذلل و افتقار دعا گوى ، نه به زبان فصاحت و انطلاق . و آمده است كه دعاى علما و ابدال از هفت كلمه نگذشتى ، و آخر سورت بقره شاهد اين است ، چه خداى - عز و جل - در هيچ موضعى از دعاى بندگان خود بيش از اين [ 512 ] اخبار نكرده است .
و بدان كه ما به سجع سخن متكلّف مىخواهيم ، چه آن با تضرّع و با تذلّل مناسبتى ندارد ، و الا در دعاهايى كه از پيغامبر مأثور است سخنان متوازن آمده است ، لكن آن متكلّف نيست .
چنان كه گفته است : اسألك الا من يوم الوعيد و الجنّة يوم الخلود ، مع المقرّبين الشّهود ، و الرّكّع السّجود ، و
هامش
( 92 ) اعراف 7 - 55 .
( 93 ) اعراف 7 - 55 .
( 94 ) در متن عربى و شرح زبيدى : و لذلك روى عن معاذ .