[ و گفت ] : ما أفاد المسلم أخاه فائدة أفضل من حديث حسن بلغه فبلّغه . اى ، مسلمان برادر خود را فايده ندهد بهتر از آن كه حديثى خوب كه شنيده باشد به وى رساند .
[ و گفت ] : كلمة من الخير يسمعها المؤمن فيعمل بها و يعلّمها خير له من عبادة سنة . اى ، كلمهاى از نيكى كه مؤمن بشنود و بر آن كار كند و ديگرى را بياموزد ، وى را به از عبادت يك ساله باشد .
و [ رسول ] روزى بيرون آمد ، دو مجلس ديد : در يكى خداى را مىخواندند و به وى رغبت مىنمودند ، [ 19 ] و در دوم تعليم و أفادت مىكردند . فرمود : امّا هؤلاء فيسألون اللّه تعالى ، ان شاء أعطاهم و ان شاء منعهم ، و امّا هؤلاء فيعلّمون النّاس ، و انّما بعثت معلّما ، ثمّ عدل إليهم و جلس معهم . اى ، جماعت اول از حق تعالى درخواستى مىكنند ، اگر خواهد دهد و اگر خواهد منع كند ، و جماعت دوم به تعليم مشغولند ، و مرا جز براى تعليم نفرستادهاند . پس سوى ايشان ميل كرد و با ايشان مجالست فرمود .
و قوله عليه السلام : مثل ما بعثني اللّه به من العلم و الهدى كمثل الغيث الكثير أصاب أرضا فكانت منها بقعة [ قبلت الماء فأنبتت الكلا و العشب الكثير ، و كانت منها بقعة ] أمسكت الماء فنفع اللّه بها النّاس فشربوا منها و سقوا و زرعوا ، و كانت منها طائفة [ قيعان ] لا تمسك ماء و لا تنبت كلا . اى ، مثل آن چه حق تعالى مرا بدان بعث كرده است - از علم و هدى - مثل باران بسيار است كه به زمينى رسد ، و آن زمين سه نوع باشد : يكى آن كه آب در خورد و گياه بسيار روياند ، و دوم آن كه آب را نگاه دارد و حق تعالى از آن مردمان را منفعت دهد به خوردن و مواشى را آب دادن و كشت كردن ، و سوم آن كه نه آب نگاه دارد و نه گياه روياند . و اول ، آن چه ياد فرموده است ، مثل آن كس است كه به علم خود انتفاع گيرد ، و دوم مثل آن كه ديگران را نافع بود ، و سوم مثل آن كه از هر دو خصلت محروم ماند .
و قوله عليه السلام : إذا مات ابن آدم انقطع عمله الاّ من ثلاث : علم ينتفع [ به و صدقة جارية و ولد صالح يدعو له بالخير ] . اى ، چون فرزند آدم بميرد عمل او منقطع شود ، مگر از سه چيز : يكى علمى كه مردمان از او منفعت بينند و ديگر صدقهء دايمى كه مراد از او وقف است و ديگر فرزند صالح كه مر او را دعا كند .
و قوله عليه السلام : الدّالّ على الخير كفاعله .
و قوله عليه السلام : لا حسد الاّ في اثنين : رجل أتاه اللّه حكمة فهو يقضى بها و يعلّمها النّاس و رجل أتاه اللّه مالا و هو ينفق منه سرّا و جهرا . اى ، جاى منافست نيست مگر در دو نعمت : يكى آن كه حق تعالى مردى را علمى بخشد ، و او بدان حكم كند . و آن را به مردمان آموزد ، و ديگر مردى است كه حق
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: الغزالي
ص٣٩