تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
و نهى منكرى ، و لقمه‌اى در دهن عيال خود دادن ، به هر يكى از اين صدقه‌اى است ؟ گفتند : يا رسول اللّه ، يكى شهوت خود قضا كند ، « 49 » و او را در آن مزد باشد ؟ گفت : أ رأيتم لو وضعها في حرام لكان عليه فيها وزر [ قالوا : نعم . قال : ] كذلك ان وضعها في الحلال كان له فيها أجر ، اى ، چه مىگوييد اگر در حرامى كار بندد او را در آن وزري باشد ، همچنان اگر در حلالى كار بندد اجرى بود . و بو ذر گفت كه پيغامبر - عليه السلام - را گفتم كه اهل مال در آخرت سابق شدند ، « 50 » بدانچه ما مىگوييم ايشان مىگويند ، و ايشان صدقه مىدهند و ما نمىدهيم . پيغامبر - عليه السلام - گفت : أ فلا أدلّك على عمل إذا أنت فعلته أدركت من قبلك وفقت من بعدك الاّ من قال مثل قولك ؟ تسبّح [ اللّه ] بعد كلّ صلوة ثلاثا و ثلاثين ، و تحمد ثلاثا و ثلاثين ، و تكبّر أربعا و ثلاثين . اى ، راه ننمايم تو را به عملى كه چون بكنى متقدمان را دريايى و متأخران به تو نرسند ، مگر كسى كه مثل قول تو گويد ؟ و آن عمل آن است كه پس از هر نمازى سى و سه بار تسبيح گويى ، و سى و سه بار تحميد ، و سى و چهار بار تكبير . و يسيرة « 51 » روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - زنان را فرمود : عليكنّ بالتّسبيح و التّهليل و التّقديس فلا تغفلن و اعقدن بالانامل فانّها مستنطقات ، يعنى بالشّهادة في القيامة ، [ 503 ] اى ، بر شما باد به تسبيح و تهليل و تقديس ، و از آن غافل مشويد و به انگشتان عقد كنيد ، « 52 » چه از ايشان روز قيامت گواهى خواهند خواست . و ابن عمر گفت كه پيغامبر - عليه السلام - را ديدم كه تسبيح را عقد مىگرفت . « 53 » و بو سعيد خدرى روايت كرد ، و بو هريره به صحت آن گواهى داد ، كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا قال العبد لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر ، قال اللّه صدق عبدى لا إله الاّ انا ، و انا أكبر ، و إذا قال العبد لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، قال اللّه صدق عبدى لا إله الاّ انا لا شريك لي ، و إذا قال لا إله الاّ اللّه ، لا حول و لا قوّة الاّ باللّه ، يقول اللّه صدق عبدى لا حول و لا قوّة الاّ بى ، و من قالهنّ عند الموت لم تمسّه النّار . اى ، چون بنده آن كلمات بگويد ، حق تعالى وى را تصديق كند و آن ثناها بر ذات مقدس خود أعادت فرمايد ،
هامش
( 49 ) در متن عربى : يأتي أحدنا شهوته . ( 50 ) سابق شدن ، پيش افتادن . ( 51 ) يسيرة ، اين زن را از صحابه دانسته و كنيه‌اش را امّ ياسر ياد كرده‌اند ، و بعضى او را يسيرة بنت ياسر گفته‌اند ، برخى وى را از انصار شمرده‌اند و درست اين است كه از مهاجران است . ( 52 ) عقد كردن ، شمردن ، عقد انامل ، نوعى از شمار اعداد با بندهاى انگشتان دستها . ( 53 ) با تسبيح مىشمرد .