تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
و عمر و شعيب از پدر خود « 35 » ، از جد خود « 36 » ، روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من قال في يوم مائتي مرّة « لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له له الملك و له الحمد ، و هو على كلّ شيء قدير » لم يسبقه احد كان قبله و لا يدركه احد كان بعده [ الاّ من عمل بأفضل من عمله ] ، اى ، هر كه روزى اين كلمات دويست بار بگويد ، هيچ متقدمى بر وى سابق نشده باشد و هيچ متأخرى به وى نرسد مگر كسى كه بيش از آن گفته [ باشد ] . و عمر گفت : هر كه در بازارى از بازارها بگويد : لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو على كلّ شيء قدير ، هزار هزار نيكويى به نام وى اثبات كنند و هزار هزار بدى محو گردانند و خانه‌اى براى وى در بهشت بنا فرمايند . و آمده است كه بنده چون لا إله الاّ اللّه بگويد ، بر هيچ بدى از صحيفهء وى نگذرد كه نه آن را محو گرداند تا آن گاه كه مثل خود نكويى يابد « 37 » ، [ پس در ] پهلوى وى بنشيند . و در صحيح « 38 » از بو ايوب روايت آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من قال « لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد ، و هو على كلّ شيء قدير عشر مرّات كان كمن أعتق أربعة انفس من ولد اسماعيل ، اى ، هر كه اين كلمات ده بار بگويد چنانستى كه چهار تن از فرزندان اسماعيل آزاد كرده باشد . و نيز در صحيح از عبادهء [ صامت ] روايت است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من تعارّ من اللّيل فقال « لا إله الاّ اللّه [ 499 ] وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد ، و هو على كلّ شيء قدير ، الحمد للَّه ، و سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر ، و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه » ثم قال « اللّهمّ اغفر لي » او أيّ دعاء دعا ، استجيب له . فان توضّأ و صلّى قبلت صلوته . اى ، هر كه به شب بيدار شود و اين كلمات بگويد ، پس آمرزش خواهد ، يا هر دعا كه كند ، مستجاب شود . و اگر وضو سازد و نماز گزارد ، نمازش پذيرفته باشد .

فضيلت تسبيح و تحميد و باقى ذكرها

( 1 ) پيغامبر - عليه السلام - گفت : من سبّح دبر كلّ صلوة ثلاثا و ثلاثين ، و حمد ثلاثا و ثلاثين ، و كبّر ثلاثا
هامش
( 35 ) سفيان بن محمد بن عبد اللَّه بن عمر و عاص سهمى كه دو پسرش ( عمر و شعيب و عمر و ثابت بنانى ) از وى روايت كرده‌اند ( زبيدى ، 5 - 12 ) . ( 36 ) از جدّ خود ، و او ( يعنى پدر ) از جد خود ، يعنى از جدّ پدر عمر و شعيب نه از جد عمر و شعيب ، و مراد عبد اللَّه بن عمر و عاص است . ( 37 ) كلمهء لا إله الاّ اللّه بر هيچيك از بديهاى ( گناهان ) تهليل گوينده نمىگذرد مگر آن كه آن را محو مىگرداند تا آن كه در صحيفه ، مانند خود ، خوبيى بيابد . ( 38 ) بخارى و مسلم هر دو به همين گونه روايت كرده‌اند ( زبيدى ، 5 - 13 ) .