تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
مگر كلمهء طيبه را ، چه آن را در ترازو ننهند ، زيرا كه اگر در ترازوى كسى كه [ آن را ] به صدق گفته باشد بنهند ، و هفت آسمان و هفت زمين و آن چه در ميان آن است در مقابل آن كلمه [ نهند ، آن كلمه ] از آن راجح آيد . و گفت : لو جاء قائل لا إله الا اللّه صادقا بقراب الارض ذنوبا يغفر اللّه له ، اى ، اگر گويندهء كلمهء طيبه بصدق ، پرى زمين گناه آرد ، خداى وى را بيامرزد . و گفت : يا ابا هريره ، لقّن الموتى شهادة أن لا إله الا اللّه فانّها تهدم الذّنوب هدما ، اى ، كلمهء طيبه ميرندگان را تلقين كن ، كه آن گناهان را ويران كند . بو هريره گفت : اين ، مردگان را فرمودى ، زندگان را چگونه باشد ؟ گفت : هي أهدم و أهدم اى ، ويران كننده‌تر و ويران كننده‌تر . و گفت : من قال لا إله الا اللّه مخلصا دخل الجنّة ، اى ، هر كه كلمهء [ طيبه را ] به اخلاص گويد در بهشت رود . و گفت : لَتَدخُلُنَّ « 31 » الجنّة كلّكم الاّ من [ أبى و شرد عن ] اللّه شراد البعير على اهله ، اى ، شما همه در بهشت رويد مگر كسى كه گردنكشى كند و از خداى - عز و جل - برمد ، چنان كه اشتر از صاحب خود . گفتند : گردنكشى كه كند ؟ گفت : من لم يقل لا إله الا اللّه . فأكثروا من قول لا إله الا اللّه قبل أن يحال بينكم و بينها ، فانّها كلمة التّوحيد و هي كلمة الاخلاص و هي كلمة [ 498 ] التّقوى و هي الكلمة الطّيّبة و هي دعوة الحقّ و هي العروة الوثقى و هي ثمن الجنّة . اى ، هر كه كلمهء طيبه نگويد . پس اين كلمه بسيار گوييد پيش از آن كه ميان شما و آن حايلى شود ، چه اين كلمهء توحيد و اخلاص و تقوى است و كلمهء طيبه است و دعوت حق است و عروهء وثقى و بهاى بهشت . و بارى تعالى گفته است :
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ ؟
« 32 » [ گفته‌اند كه ] إحسان در دنيا كلمهء طيبه گفتن است ، و در آخرت بهشت . و همچنين گفته - سبحانه و تعالى :
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
« 33 » و براء عازب روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من قال لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد ، و هو على كلّ شيء قدير عشر مرّات كانت له عدل رقبة او نسمة ، اى ، هر كه اين كلمه ده بار بگويد ، وى را همان ثواب باشد كه در آزادى رقبه‌اى ، يا در استبقاء « 34 » حيات شخصى سعى نموده باشد .
هامش
( 31 ) در متن عربى : ليدخلنّ . ( 32 ) رحمن 55 - 60 . ( 33 ) يونس 10 - 26 . ( 34 ) استبقاء ، باقى گذاشتن .