سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ
« 223 » ، اى ، على الياس و إدريس هم گفتهاند . چه در قرائت ابن مسعود « على ادراسين » است .
سوم آن كه در ظاهر چنان نمايد كه مكرر است ، و پيوستگى سخن را قاطع . چون قول حق تعالى :
وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ
« 224 » چه لفظ « ان يتّبعون » در ظاهر مكرر است .
مترجم مىگويد كه : لفظ « ان يتّبعون » را بدان مكرر كرده است كه ميان لفظ « و ما يتّبع » و لفظ « الاّ الظّنّ » فاصلى در ميان افتاده بود ، و ايشان را از يك ديگر بعدى حاصل آمده ، و أعادت در چنين موضع خوبتر و به فهم آويزندهتر . و قول او :
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ
. « 225 » چه در ظاهر چنان است كه بر اين جمله بايد : و الذين استكبروا من قومه لمن آمن من الّذين استضعفوا .
چهارم تقديم و تأخير ، و آن مظنهء غلط است . چون قول حق تعالى :
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى
، « 226 » اى ، در ظاهر چنان بايد كه لو لا كلمة و أجل مسمّى لكان لزاما . چه اگر « أجل » بر « كلمه » عطف نباشد و بر « لزاما » عطف بود ، نصب بايد . و قول او :
يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها
. « 227 » و ظاهر آن است كه تعلق « عنها » به « يسألونك » باشد . و چنين بايد كه يسألونك عنها كانّك حفىّ . و قول او :
لَهُمْ
. . .
مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ
. « 228 » و اين سخن در ظاهر متصل نيست ، بل اتصال
كَما أَخْرَجَكَ
به كلمهء
قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ
« 229 » است ، اى ، غنايم تو راست ، چنان كه پروردگار [ تو ] تو را از خانهء تو به حق بيرون آورد . چه تو راضى بودى به بيرون آمدن ، و ايشان آن را كراهيت مىداشتندى . و در ميان اين دو سخن ، امر به تقوى و آن چه مناسب آن است معترض . « 230 » مترجم مىگويد كه اعتراض ميان دو سخن متصل آن گاه باشد كه مؤكّد و مسدّد و ملايم و مناسب آن بود . و اينجا همچنين است . چه حرص بر غنيمت و كراهيت بيرون آمدن فرمودن تقوى را مناسب است .
هامش
( 223 ) صافات 37 - 130 .
( 224 ) يونس 10 - 66 .
( 225 ) اعراف 7 - 75 .
( 226 ) طه 20 - 129 .
( 227 ) اعراف 7 - 187 .
( 228 ) انفال 8 - 4 و 5 .
( 229 ) انفال 8 - 1 .
( 230 ) معترض ، به معترضه آورده شده ، اعتراض ، معترضه آوردن .