تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
تأويل باطل باشد ، و هر يكى را روا كه بر اندازهء فهم و حد عقل خود از قرآن استنباط كند . و اما نهى بر يكى از دو وجه محمول باشد : يكى آن كه در چيزى وى را رأيى باشد و طبع و هواى او را سوى آن ميلى ، پس بر وفق رأى و هواى خود قرآن را تأويلى گويد تا در تصحيح غرض خود آن را حجت سازد ، و اگر آن رأى و هوى وى را نبودى آن معنى از قرآن او را لايح نشدى . و اين معنى گاهى با علم « 203 » باشد ، چنان كه بعضى آيت‌هاى قرآن را در تصحيح بدعت خود حجت سازد ، و او مىداند كه مراد از آيت آن نيست ، و لكن بر خصم تلبيس مىكند . و گاهى با جهل باشد ، و اين چنان بود كه آيت احتمال وجهها دارد ، و فهم او به وجهى كه موافق غرض او باشد مايل شود ، و آن جانب به رأى و هواى او ترجّح پذيرد ، پس آن تفسير به رأى او باشد ، اى ، رأى او بر آن تفسير او را باعث بود ، و اگر رأى او نبودى آن وجه به نزديك او مترجّح نشدى . و گاهى باشد كه وى را غرضى صحيح بود ، چنان كه كسى خواهد كه مردمان را به استغفار سحر دعوت كند و قول پيغامبر - عليه السلام - را : تسحّروا فإنّ في السّحور بركة ، دليل آرد و گويد كه مراد تسحّر است به ذكر ، با آن كه مىداند كه مراد نان خوردن است . و يا خواهد كه با دل سخت مجاهده فرمايد و گويد حق تعالى گفته است :
اذْهَبْ إِلى [ 483 ] فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
، « 204 » و اشارت به دل [ خود ] كند و گويد كه مراد از لفظ « فرعون » دل است . و اين چنين بعضى واعظان در مقصودهاى صحيح ، براى آرايش سخن و ترغيب شنوندگان كار مىبندند ، و آن ممنوع است . و باطنيان در غرضهاى فاسد خود استعمال مىكنند براى فريفتن مردمان و دعوت ايشان به مذهب باطل خود ، و قرآن را بر وفق رأى و مذهب خود بر كارهايى حمل مىكنند كه قطعا مىدانند كه آن مراد نيست . و اين فنها كه تقرير كرديم يكى از دو وجه منع است از تفسير به رأى ، و مراد بدان ، رأى فاسد موافق هوى است نه اجتهاد صحيح ، و رأى صحيح و فاسد را متناول است . و روا كه موافق هوى را به اسم « رأى » تخصيص كرده شود . وجه دوم آن كه در تفسير قرآن به ظاهر عربيت مسارعت نمايد - بىاستظهار به مسموع و
هامش
( 203 ) با علم ، عالما عامدا . ( 204 ) طه 20 - 24 .