تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
و اما إبهام حرف چون قول حق تعالى :
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً
. « 243 » « هاء » اول كنايتى است از سم ، اى ، اسبان به سمهاى خود گرد انگيختند . و « هاء » دوم از غارت ، اى ، ميان جمع مشركان رفتند [ و جميع ايشان را غارت كردند . و قول او :
فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
] . « 244 » « هاء » اول كنايت از أبر است ، و دوم از آب . و امثال آن در قرآن بسيار است . ششم تدريج در بيان ، چون قول حق تعالى :
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
. « 245 » [ چه از اين معلوم نمىشود كه انزال در روز بود يا در شب . و از آيت
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ
« 246 » تخصيص روز از شب معلوم مىگردد ، و از آيت
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
] « 247 » تعيين شبى از ديگر شبها دانسته مىآيد . و باشد كه كسى از روى ظاهر ، اين آيت‌ها را مختلف پندارد . و در اين امثال اين به نقل و سماع حاجت باشد . و قرآن از اول تا آخر ، از اين جنس خالى نيست . زيرا كه به لغت عرب نازل شده است ، و بر انواع سخن ايشان از ايجاز و تطويل و حذف و اضمار و ابدال و تقديم و تأخير مشتمل است تا در [ 487 ] حق ايشان معجز باشد ، و افحام ايشان بدان حاصل . پس هر كه بر فهم ظاهر عربيت اقتصار كند و در تفسير قرآن مبادرت نمايد و در اين أبواب از سماع و نقل استظهار نطلبد ، در زمرهء كسانى داخل بود كه قرآن را براى خود تفسير كنند . مثلا از لفظ « امت » معنى مشهورتر فهم كند و طبع و رأى او بدان مايل شود . و چون در موضعى ديگر آن لفظ را بشنود ، رأى او بدانچه شنيده بود ، از معنى مشهور آن ، مايل گردد ، و در كثرت معانى آن ، نقل را تتبع نكند . پس اين است كه امكان آن دارد كه منهى « 248 » باشد . اما تفهّم اسرار معانى - چنان كه سابق شده است - منهىّ نتواند بود . و چون امثال اين چيزها بشنود ، ظاهر تفسير - و آن ترجمهء ألفاظ است - بداند ، و در فهم حقايق و معانى ، آن بسنده نباشد . و فرق ميان حقايق معانى و ظاهر تفسير به مثالى توان دانست . و آن مثال آن است كه حق تعالى گفته است :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
. « 249 » چه ظاهر تفسير آن واضح است ، و
هامش
( 243 ) عاديات 100 - 4 و 5 . ( 244 ) اعراف 7 - 57 . ( 245 ) بقره 2 - 185 . ( 246 ) دخان 44 - 3 . ( 247 ) قدر 97 - 1 . ( 248 ) منهى ، نهى شده ( اشاره به حديث نهى ، يعنى مفاد حديث نهى در مورد او مصداق پيدا كند آغاز باب چهارم ، ص 625 ) . ( 249 ) انفال 8 - 17 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 634 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى