كرده است كه در غايت دورى است از حجاز . اى ، هر جاى كه موجود شود . طلب واجب بود ، اگر چه در نهايت دورى باشد .
و قوله عليه السلام : العلم خزائن و مفاتيحها السّؤال ، فاسألوا فانّه يؤجر فيه أربعة : السّائل و العالم و المستمع و المحبّ لهم . اى ، علم خزينههاست ، و كليدهاى آن سؤال است . پس سؤال بايد كرد كه در آن چهار كس ثواب يابند : پرسنده و عالم و شنونده و دوستدار ايشان .
و قوله عليه السلام : لا ينبغي للجاهل ان يسكت على جهله و لا للعالم ان يسكت عن علمه . اى ، نبايد كه جاهل بر جهل خود خاموش بود و عالم از علم خود .
و بو ذر از وى روايت كرد كه گفت : حضور مجلس عالم افضل من صلوة ألف ركعة و عيادة ألف مريض و شهود ألف جنازة . اى ، حضور مجلس علم فاضلتر از گزاردن هزار ركعت نماز و پرسيدن هزار بيمار و شهود هزار جنازه . گفتند : يا رسول اللّه از خواندن قرآن هم ؟ فرمود : هل ينفع القرآن الاّ بالعلم ؟ اى ، قرآن منفعت نكند مگر به علم .
و قوله عليه السلام : من جاءه الموت و هو يطلب العلم ليحيى به الإسلام ، فبينه و بين الأنبياء في الجنّة درجة واحدة . اى ، هر كه طلب علم براى احياى اسلام كند و وفات او در آن باشد ، ميان او و ميان پيغامبران در بهشت يك درجه بود .
آثار
( 1 ) ابن عباس گفت : ذللت طالبا فعززت مطلوبا . اى ، مذلت كشيدم در آن حال كه طالب علم بودم ، و عزت ديدم در اين حال كه مطلوب شدم . و براى اين ابن ابى مليكه گفت : مثل ابن عباس نديدم ، كه در حال ملاقات رويش از همه خوبتر است و در وقت سخن زبانش از همه فصيحتر و در زمان فتوى علمش از همه بيشتر . [ 16 ] ابن مبارك گفت : عجب دارم از كسى كه علم نطلبد ، چگونه نفس او او را به مكرمت خواند ؟
و يكى از حكما گفت : مرا بر هيچ كس آن رحمت نيايد كه بر دو كس : يكى آن كه طلب علم كند و قوّت فهم ندارد ، و دوم آن كه فهم كند و داعيهء طلبش نباشد .
مترجم مىگويد كه صاحب فهم را چون داعيهء طلب علم نباشد و به علم مشغول نشود ، چه چيز را فهم كند ، پس فهم او ضايع شده باشد ، و صاحب داعيه را چون فهم نباشد ، به آن چه رنج بسيار تحمل نمايد ، غرض حاصل نشود و رنج او ضايع گردد ، و هر كه چيزى ضايع شود در