متنزّه « 91 » و متفرّج « 92 » است ؟ و كسى كه در متنزّهات « 93 » تفرج نمايد ، در غير آن [ 467 ] تفكر نكند . چه گفتهاند كه در قرآن ميدانها و بستانها و مقصورههاست و عروسان و ديباها و مرغزارها و كاروانسرايها : ميمات ميدانهاى قرآن است ، و راآت بستانها ، و حامدات « 94 » مقصورهها ، و مسبّحات « 95 » عروسان ، و حاميمات « 96 » ديباها ، و مفصّل « 97 » مرغزارها ، و باقى كاروانسرايها . و چون خواننده در ميدانها شروع كند ، و از بستانها بچيند ، و در مقصورهها در رود ، و عروسان را ببيند ، و ديباها در پوشد ، و در مرغزارها تنزّه نمايد ، و در غرف « 98 » سرايها ساكن شود ، مستغرق آن باشد و از غير آن مشغول بود و دلش از آن دور نگردد و فكرتش تفرقه نشود .
چهارم - تدبّر
( 1 ) و آن وراى حضور دل است . چه روا كه در غير آن تفكر نكند ، و لكن بر شنيدن آن از نفس خود اقتصار نمايد و انديشه در پى آن فرانشود . و مقصود قرائت آن است كه در پى آن فراشود ، و براى آن ترتيل در خواندن آن سنت است ، زيرا كه به ترتيل ظاهر تدبّر باطن ميسر شود . على - رضى اللّه عنه - گفت : لا خير في عبادة لا فقه فيها و لا في قراءة و لا تدبّر فيها . اى ، در عبادت بىفقه و قرائت بىتدبّر خيرى نيست . و چون تدبّر جز به باز گردانيدن ميسر نشود ، بايد كه باز گردانند ، مگر آن كه پس امام باشد ، چه اگر او در تدبّر آيتى بماند و امام به آيتى ديگر مشغول شود بد گرده باشد .
چنان كه به تعجب يك كلمه از كسى كه با وى سخن مىگويد مشغول گردد و از فهم باقى سخن اعراض نمايد . و همچنين چون در تسبيح ركوع باشد و در آيتى كه خوانده است تدبّر كند ، وسوسة باشد . چه از عامر عبد قيس روايت كردهاند كه گفت : در نماز مرا وسواس مىباشد ، گفتند : در كار دنيا ؟ گفت : اگر سنانها در جوف « 99 » من زنند دوستتر از آن دارم كه وسوسهء دنيا ، و لكن دلم مشغول مىشود بدان كه مرا در حضرت الهى موقفى خواهد بود ، و از آن جا چگونه باز
هامش
( 91 ) متنزّه ، سير كننده در باغ و جاى خرّم .
( 92 ) متفرّج ، گردش كننده .
( 93 ) متنزّهات ، گردشگاهها ، نزهتگاهها .
( 94 ) حامدات ، سورههايى كه با الحمد لله شروع مىشوند ، يا آياتى كه مشتمل بر حمدند .
( 95 ) مسبّحات ، سورههايى كه با تسبيح ( سبح للَّه يا يسبّح للَّه ) شروع .
( 96 ) حاميمات ، هفت سوره ( از 40 تا 46 ) كه با حم آغاز مىشوند .
( 97 ) مفصّل ، سورههاى كوتاه « كتاب اسرار و مهمات نماز » ، پاورقى 38 .
( 98 ) غرف ( ج غرفه ) .
( 99 ) جوف ، شكم ، اندرون .