تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
گزاردم ، سورت بقره آغاز كرد ، و به هيچ آيت عذابى نگذشت كه نه زينهار خواست ، و به آيت رحمتى نرسيد كه نه التماس كرد ، و آيت تنزيهى نخواند كه نه تسبيح اقامت نمود . و چون فارغ شد ، آن چه وقت ختم قرآن گفتى بگفت : اللّهمّ ارحمني بالقرآن و اجعله لي اماما و نورا و هدى و رحمة ، اللّهمّ ذكّرنى منه ما نسيت و علّمنى منه ما جهلت ، و ارزقني تلاوته آناء اللّيل و النّهار و اجعله حجّة لي يا ربّ العالمين .

نهم - در بلند خواندن

( 1 ) و چاره نيست كه چنان بخواند كه نفس او بشنود . چه قرائت عبارتى است از تقطيع آواز به حرفها . و از آواز چاره نباشد ، و اقلش آن است كه خود را بشنواند . و اگر خود را نشنواند ، نماز درست نباشد . و اما چنان بلند خواندن كه ديگرى بشنود ، بر وجهى مستحب است و بر وجهى ديگر مكروه . و دليل استحباب اسرار « 64 » قول پيغامبر است - عليه السلام : فضل قراءة السّرّ على قراءة العلانية كفضل صدقة السّرّ على صدقة العلانية . اى ، فضل خواندن نهان بر خواندن آشكارا چون فضل صدقهء نهان است بر صدقهء آشكارا . و در لفظى ديگر : الجاهر بالقرآن كالجاهر بالصّدقة ، و المسرّ به كالمسرّ بالصّدقة . اى ، آشكارا خوانندهء قرآن چون آشكارا دهندهء صدقه باشد ، و پنهان خواننده چون پنهان دهنده . و در خبرى عام است : يفضل عمل السّرّ على عمل العلانية سبعين ضعفا . اى ، عمل نهان فاضل‌تر از عمل آشكارا هفتاد بار . و قول پيغامبر - عليه السلام : خير الرّزق ما يكفى و خير الذّكر الخفىّ . اى ، بهترين رزقى كفاف است و بهترين ذكرى پوشيده . و در خبر است : لا يجهر بعضكم على بعض في القراءة بين المغرب و العشاء . اى ، ميان شام و خفتن بعضى از شما بر بعضى بايد كه خواندن را آشكارا نكند . و عمر عبد العزيز خوش آواز بود ، و سعيد مسيّب شبى در مسجد پيغامبر - عليه السلام - شنيد كه او بلند مىخواند ، غلام را گفت كه برو اين نماز كننده را بگو تا آهسته خواند . غلام گفت : مسجد ما را نيست و اين مرد را در آن نصيبى است . سعيد آواز برآورد كه اى نماز گزارنده ، اگر به نماز « 65 » رضاى حق تعالى مىطلبى آهسته‌تر خوان ، و اگر رضاى مردمان مىجويى ايشان هيچ چيزى كه از خداى باشد از تو دفع نتوانند كرد . پس عمر ساكت شد و ركعت را بر سبيل تخفيف
هامش
( 64 ) اسرار ، نهان خواندن . ( 65 ) به نماز ، به وسيلهء نماز .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 604 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى