تا قرآن از چيزى كه تغيير را بدان راه دهد محروس « 54 » ماند . و چون اين معنى به محذورى نه انجامد و بر نوعى قرار گرفت كه بدان مزيد معرفتى حاصل مىباشد ، در آن باكى نتواند بود . و بدانچه محدث باشد از او منع نبايد كرد ، چه بسيار محدث هست كه خوب است ، چنان كه جماعت تراويح را گفتهاند كه از محدثات عمر است ، و بدعتى حسنه است . و بدعت نكوهيده آن باشد كه سنتى قديم را رفع كند ، يا نزديك باشد كه به تغيير آن انجامد . و يكى از ايشان گفتى كه من در مصحف منقوط بخوانم ، اما به نفس خود نقّاطى نكنم .
و اوزاعى روايت كرد از يحيى ابى كثير كه قرآن در مصحفها مجرد بود ، اول چيزى كه در آن احداث كردند نقّاطى [ بر با و تا ] بود ، و گفتند در آن باكى نيست ، چه سبب زيادت روشنى است ، پس نقطههاى بزرگ بر سر آيتها در افزودند ، و گفتند در آن باكى نيست ، چه سر آيت بدان بتوان دانست ، پس خواتيم و فواتح زيادت كردند . بو بكر هذلى گفت كه حسن را از نقّاطى مصحف [ به سرخى ] پرسيدم ، گفت : نقّاطى چه باشد ؟ گفتم : اعراب كلمات . گفت : در اعراب قرآن باكى نيست . و خالد حذاء گفت كه بر ابن سيرين در رفتم [ 459 ] او را ديدم كه در مصحفى منقوط مىخواند ، و « 55 » نقّاطى را كراهيت داشتى . و گفتهاند كه حجاج آن را احداث كرد ، و قرّاء را حاضر گردانيد تا كلمات و حروف قرآن بشمردند و اجزاى آن را تسويه كردند ، و برسى جزو مرتب گردانيد « 56 » و بر قسمتهاى ديگر نيز .
پنجم - ترتيل
( 1 ) و آن مستحب است . زيرا كه بيان خواهيم كرد كه مقصود از قرائت تفكر است ، و تفكر به ترتيل ميسر شود . و براى اين امّ سلمه قرائت پيغامبر را - عليه السلام - قرائتى مفسّرهء حرف حرف صفت كرده است . و ابن عباس گفت كه البقرة و آل عمران بترتيل بخوانم و در آن تدبر كنم دوستتر از آن دارم كه همهء قرآن را بشتاب بخوانم . و نيز گفت : إذا زلزلت و القارعة با تدبر بخوانم دوستتر از آن دارم كه البقرة و آل عمران به زودى . و مجاهد را پرسيدند از دو مرد كه در نماز درآمدند و قيام ايشان بتساوى بود ، يكى از ايشان البقرة خواند بس و ديگرى كل قرآن بخواند . گفت : ايشان در
هامش
( 54 ) محروس ، محفوظ .
( 55 ) و حال آن كه .
( 56 ) مرتب گردانيد ، مرتب گردانيدند ( حذف به قرينهء « تسويه كردند » ) .