آن و آن چه در آن توقف بايد كرد بياموختى ، و مردمان را مىبينم كه قرآن ايشان را پيش از ايمان حاصل مىشود ، و از اول تا آخر مىخوانند ، و امر و زجر آن و آن چه در آن توقف بايد كرد نمىدانند ، و آن را همچنان مىريزند كه كسى خرماى بد را ريزد .
و در تورات آمده است كه اى بنده ، از من شرم نمىدارى ؟ چه اگر در راهى مىروى ، نامهاى از دوستى به تو رسد ، از راه عدول كنى و بنشينى تا آن را بخوانى و در حرف حرف تدبّر كنى تا چيزى فايت نشود ، و « 39 » من نامهء خود بر تو فرستادهام ، بنگر كه در آن چند موعظت متوالى ياد كردهام و مكرر گردانيده تا طول و عرض آن را تأمل كنى ، و تو از آن اعراض آوردهاى ، [ آيا ] من بر تو خوارتر از آن دوستم ؟ اى بندهء من ، اگر يكى از آن دوستان تو با تو نشيند ، كلّ روى خود به دو آرى و به كلّ دل سخن وى را اصغا كنى ، و اگر كسى ديگر كلمهاى گويد تا تو را از سخن وى مشغول كند ، اشارت كنى كه باز باش ! و « 40 » من بر تو اقبال فرموده و با تو حديث مىگويم ، و تو ، به دل از من اعراض كردهاى ، مرا خوارتر از آن دوست مىدارى ؟
باب دوم در ظاهر آداب [ قرآن ] خواندن
( 1 ) و آن ده است .
اول - در حال قارى
( 2 ) و آن أدب آن است كه با وضو باشد ، بر هيئت أدب و سكون - ايستاده يا نشسته - روى در قبله و سر فرود انداخته ، بىتربّع « 41 » و تكيه و هيئت تكبر . و تنها [ نشيند ] چنان كه پيش استاد نشيند . و فاضلتر آن كه در نماز ايستاده خواند ، و در مسجد [ باشد ] ، چه آن از افضل اعمال است . و اگر بىآبدست يا بر بستر باز غلتيده خواند ، آن را هم فضلى است ، و لكن كم از آن .
قال اللّه تعالى :
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
« 42 » . بر همه ثنا گفته است ، و لكن ايستادن را بر نشستن ، و نشستن را بر [ 475 ] خفتن تقديم فرموده . و على - رضى اللّه عنه - گفت : هر كه قرآن
هامش
( 39 ) و حال آن كه .
( 40 ) و حال آن كه .
( 41 ) تربّع ، چهار زانو نشستن .
( 42 ) آل عمران 3 - 191 .