ميوهدار .
مترجم مىگويد كه به آبدارى فرود آن خواسته است كه مواد اصول و كليات آن منقطع نيست ، و به ميوهدارى بالاى ، آن كه فروع و جزئيات آن را فوايد بىاندازه است .
و حسن گفت : به خداى كه بيرون « 31 » قرآن توانگرى نيست ، و پس از حصول آن فاقهاى نى .
و فضيل گفت : هر كه بامداد يا نماز شام آخر سورت حشر بخواند و وفات او هم در آن روز يا هم در آن شب باشد ، خاتمت او به مهر شهيدان بود .
و قاسم عبد الرحمن گفت : يكى از متعبدان را پرسيدم كه اينجا كسى هست كه تو را به دو انسى باشد . مصحف برداشت و بر كنار نهاد و گفت : اين است كه مرا به دو انس است .
و على [ 455 ] بن بو طالب گفت : سه چيز است كه در حفظ افزايد و بلغم را ببرد : مسواك ، و روزه ، و خواندن قرآن .
در مذمت خواندن غافلان
( 1 ) انس مالك گفت : ربّ تال للقرآن و القرآن يلعنه . اى ، بسا قرآن خوان كه قرآن وى را لعنت كند . و ميسره گفت : قرآن در جوف فاسق غريب باشد . و بو سليمان دارانى گفت : زبانيه در عاصيان حملهء « 32 » قرآن زودتر از آن آويزد كه در بت پرستان ، بدان سبب كه پس از حمل قرآن بر معصيت اقدام نمودهاند . و يكى از علما گفت : چون فرزند آدم قرآن خواند پس تخليط « 33 » كند پس به قرآن خواندن معاودت نمايد ، وى را گويند كه تو را بر كلام الهى چكار ؟
و ابن [ رماح ] « 34 » گفت : بر ياد گرفتن قرآن پشيمان شدم ، چه به من چنان رسيد كه اهل قرآن را روز قيامت از چيزهايى بپرسند كه پيغامبران را از آن پرسند .
و ابن مسعود گفت كه حامل قرآن بايد كه از ديگران شناخته شود : در شب ، بدانچه ايشان بخسبند [ او نخسبد ] ، و در روز ، بدانچه تقصير كنند [ او نكند ] ، و به اندوه ، چه ايشان شاد باشند ، و به گريه ، چه ايشان بخندند ، و به خاموشى ، چه ايشان در هر چيزى خوض كنند ، و به خشوع ، چه
هامش
( 31 ) بيرون ، سواى .
( 32 ) حمله ، حاملان .
( 33 ) تخليط ، فساد افكندن .
( 34 ) ابن رماح ، عمر و بن ميمون الرماح كه در ص 595 از وى نام برده شده است .