فريشتگان بدان همچنان است كه طواف آدميان به خانهء [ كعبه ] . و چون مرتبهء بيشتر مردمان از مثل آن طواف قاصر است ، ايشان را به ملايكه تشبّه فرمودهاند بر اندازهء امكان ، و وعده سابق شده كه من تشبّه بقوم فهو منهم . و كسى كه مثل آن طواف تواند كرد در حق او گويند كه كعبه به زيارت او رود و گرد او طواف كند ، چنان كه بعضى اهل كشف در حق بعضى اوليا مشاهده كردهاند .
و اما استلام اعتقاد كن كه با حضرت الهى بيعت مىكنى كه مطيع باشى ، و عزيمت مصمم دار كه بدين بيعت وفا نمايى ، چه هر كه در بيعت غدر كند مستحق مقت شود . و ابن عباس از پيغامبر - عليه السلام - روايت كرد كه الحجر يمين اللّه في الارض يصافح بها خلقه كما يصافح الرّجل أخاه . [ 447 ] اى ، مبايعه « 221 » و مصافحه به دست راست باشد ، و بارى تعالى چون از جوارح منزه است ، اين حجر را به مثابت دست راست گردانيده است .
و اما به پردههاى كعبه آويختن و به ملتزم « 222 » پيوستن بايد كه نيت تو در التزام ، طلب نزديكى باشد از دوستى و اشتياق خانه و خداوند خانه ، و تبرك به بسودن آن ، و اميد آن كه هر جز وى از اندام وى « 223 » كه به خانه رسيده است از آتش امن باشد . و در آويختن پرده ، إلحاح بود در طلب مغفرت و امان خواستن ، چنان كه گناهكارى در جامهء كريمى آويزد و زارى كند تا از وى عفو فرمايد ، و ظاهر گرداند كه از وى مهربى « 224 » نيست مگر به دو ، و مفزعى « 225 » نيست مگر عفو و كرم او . و چنان كه گريز از وى صورت نبندد ، گريز از وى امكان ندارد ، و دست از دامن او كوتاه نكند تا سر وى از گريبان مغفرت بر نياورد و پاى وى در حريم امن دراز نگرداند .
و اما سعى ميان صفا و مروه [ در ] پيش خانهء [ كعبه ] ، آمد و شد بندگان را ماند به در سراى پادشاهان براى اظهار اخلاص در خدمت ، و اميد آن كه پادشاه به نظر مرحمت و عاطفت ملاحظه فرمايد ، چون « 226 » كسى كه در بارگاه پادشاه در رود و بيرون آيد و نداند كه پادشاه در حق وى از رد و قبول چه حكم خواهد فرمود ، پس هميشه پيش در سراى مرّة بعد اولى و كرّة عقيب اخرى مىآيد و مىرود و اميد مىدارد كه اگر در كرّت اول به عزّ قبول مشرّف نگشت كرّت ديگر بدان تشريف
هامش
( 221 ) مبايعه ، بيعت كردن .
( 222 ) در شرح زبيدى : ( ملتزم ) و هو بين الباب و الحجر الاسود .
( 223 ) در متن عربى : من بدنك .
( 224 ) مهرب ، گريزگاه .
( 225 ) مفزع ، پناهگاه .
( 226 ) چون ، مانند .