تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
گرداند . و اگر در خاطرت افتد كه ابليس وى را پيش آمده بود و او آن ملعون را بديده ، بدان سنگ انداخت و اما مرا پيش نمىآيد ، بدان كه اين خاطر از ديو است ، و او در دل تو القا كرده است تا عزيمت تو را در رمى سست گرداند و چنان فرا نمايد كه فعلى بىفايده است و بازى را ماند ، پس چرا بدان مشغول شوى . بر اين قصه وى را از نفس خود [ بران ] بدانچه در رمى جد كنى و تشمّر نمايى ، كه خوارى شيطان در آن است . و بدان كه تو در ظاهر سنگ سوى عقبه مىاندازى ، اما در حقيقت بر روى شيطان مىزنى و پشت وى بدان مىبشكنى ، چه ، خوارى او حاصل نيايد مگر به امتثال امر خداى براى تعظيم مجرّد امر ، بىآنكه عقل را و نفس را در آن نصيبى باشد . و اما ذبح قربانى بدان كه تقرّبى است به حق تعالى بر حكم فرمانبردارى . و اجزاى قربانى بايد كه كامل باشد ، و اميد دارى « 230 » كه حق تعالى بر هر جزئى از آن ، جزئى از تو آزاد گرداند و از آتش برهاند ، چه ، وعده همچنين وارد شده است . و هر چه قربانى بزرگتر و اجزاى او كامل‌تر ، فداى تو از آتش بدان عام‌تر . و اما زيارت مدينه چون چشم تو بر ديوارهاى آن افتد ياد كن كه آن شهرى است كه حق تعالى براى پيغامبر خود - عليه السلام - اختيار كرده است و او را سوى آن هجرت فرموده ، و سراى اوست كه فرايض و سنن در آن بيان كرده است ، و با دشمن خداى در آن مجاهدت نموده ، و دين او را در آن ظاهر گردانيده ، تا آن وقت كه حق تعالى [ او را ] به حضرت خود برد و آن را محل تربت [ وى ] گردانيد و تربت دو وزير او ، كه پس از او حق را ايشان قايم داشتند . پس در نفس خود مواقع اقدام پيغامبر را [ 449 ] - عليه السلام - در حال گشتن تصوير كن « 231 » كه هيچ موضع قدمي نيست كه نه موضع قدم عزيز اوست . و قدم خود بر آن منه مگر با سكينه « 232 » و ترس . و رفتن و گام زدن او را در كويها ياد كن ، و خشوع و سكينهء او را در رفتن به خاطر در آر ، و آن چه حق تعالى از معرفت عظيم خود در دل وى وديعت نهاده است و ذكر او را رفيع كرده و قرينهء ذكر خود گردانيده ، و كسى كه حرمت وى را نگاه ندارد ، اگر چه بدان مقدار باشد كه آواز خود را بلندتر از آواز وى كند ، عمل وى را إحباط « 233 » فرموده . پس ياد كن نعمتى كه حق تعالى ارزانى داشته است
هامش
( 230 ) بايد كه اميد بدارى . ( 231 ) پس در نفس خود . . . تصوير كن ، در ذهن خود مجسّم كن . ( 232 ) سكينه ، آهستگى ، آرامش . ( 233 ) إحباط ، باطل كردن . اشاره به قوله تعالى :يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ( حجرات 49 - 2 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 586 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى