تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
را تذكره‌اى است و عبرت گيرنده را عبرتي و مريد صادق را [ تنبيهى ] و زيرك را تعريفى و اشارتى . و ما به مفاتح آن اشارتى بكنيم تا چون أبواب آن گشاده گردد و اسباب آن دانسته شود ، هر حج [ 441 ] كننده‌اى را از آن بر اندازهء صفاى دل و پاكى باطن و بسيارى علم او منكشف شود . اما فهم بدان كه رسيدن به خداى ميسر نيست ، مگر به تنزّه از شهوات ، و باز بودن از لذات ، و بسنده كردن به ضرورات ، و مجرد شدن براى وى در همهء حركات و سكنات . و براى اين در ملتهاى « 195 » پيشين راهبان از خلق منفرد مىشدند و سرهاى كوه اختيار مىكردند و از خلق متوحش مىگشتند تا به حق مستأنس توانند بود . و براى خداى لذتهاى حاضر مىگذاشتند « 196 » و به طمع آخرت مجاهده‌هاى گران بر نفس خود لازم مىگردانيدند . و حق تعالى در كتاب خود بر ايشان ثنا گفته است و فرموده :
ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
. « 197 » و چون آن مندرس شد و مردمان روى به متابعت شهوات آوردند و مجرد [ بودن ] براى خداى بگذاشتند و در آن سست شدند ، بارى تعالى محمد را - عليه السلام - بعث فرمود ، تا طريق آخرت را احيا كند و سنت پيغامبران را در سلوك آن تجديد فرمايد . اهل ملتها وى را از رهبانيت و سياحت دين او بپرسيدند گفت : ابد لنا [ اللّه ] بها الجهاد و التّكبير على كلّ شرف . اى ، غزا و تكبير گفتن بر هر بلنديى . يعنى حج ما را بدل آن است . و از سايحان پرسيدند ، « 198 » فرمود : هم الصّائمون . و حق تعالى اين امت را به انعام عام مخصوص كرد بدانچه حج را رهبانيت ايشان گردانيد ، و خانهء كعبه را به ذات مقدس خود تشريف اضافت « 199 » فرمود تا مقصد همهء عابدان شد . و براى تفخيم و تعظيم گرد بر گرد آن را حرمتى نهاد . و عرفات را در فناء حرم چون ميدانى ساخت ، « 200 » و حرمت آن موضع را به تحريم صيد و درخت آن زيادت تأكيد واجب داشت ، و آن را نمودار « 201 » حضرت پادشاهان پرداخت تا زايران از هر سمتى و طالبان از هر صوبى با موى كاليده و روى گرد آلوده
هامش
( 195 ) ملّتها ، مذاهب . ( 196 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 197 ) مائده 5 - 82 . ( 198 ) سايح ، سياحت كننده ، مسافر كاشف ، روزه‌دار مقيم مسجد ، در شرح زبيدى : ( و سئل صلى اللّه عليه و سلّم عن ) معنى ( السائحين ) في الآية ( مراد آيهء 112 ، سورهء توبه 9 است ) . ( 199 ) اضافت ، نسبت . ( 200 ) فناء ، كنار ، جوار ، گرداگرد ، آستانه ، در شرح زبيدى : و جعل عرفات كالميدان على فناء حرمه ، در نسخه‌اى از متن عربى در هامش شرح زبيدى ( ج 4 - 443 ) : و جعل عرفات كالميزاب ( ناودان ) على فناء حوضه . ( 201 ) نمودار ، معادل « على مثال » در متن عربى .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 577 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى