پيغامبر - عليه السلام - گفت : ما عمل آدمىّ يوم النّحر احبّ إلى اللّه عزّ و جلّ من إهراقه دما ، و انّها لتأتى يوم القيامة بقرونها و اظلافها فانّ الدّم يقع من اللّه تعالى به مكان ان يقع بالارض فطيبوا بها نفسا . اى ، هيچ عمل آدمى روز نحر نزديك خداى دوستتر از اراقت دم قربانى نيست ، و قربانى روز قيامت با شاخها و شنگلها « 190 » بيايد - اى ، با غايت كمال و نهايت وفور در حسنات وى باشد - و چون وى « 191 » پيش از آن كه به زمين آيد در حضرت الهى موقعى لطيف يابد ، پس بدان خوشدل بايد بود .
و در خبر است : لكم بكلّ صوفة من جلدها حسنة و كلّ قطرة من دمها حسنة ، و انّها لتوضع في الميزان فأبشروا . اى ، به هر مويى از پوست آن و به هر قطرهاى از خون آن شما را حسنهاى است ، و آن در كفهء اعمال شما خواهد بود ، بدان شاد باشيد .
دهم آن كه به مالى كه خرج شود در نفقة و قربانى ، و زيانى در مال و مصيبتى در تن كه وى را رسد ، خوشدل باشد . چه آن دليل قبول حج بود . چه مصيبت در راه حج برابر نفقة باشد در راه خداى ، يك درم به هفت صد . و آن به منزلت سختيهاى راه غزا باشد . و به هر رنجى كه تحمل نمايد و زيانى كه به وى رسد ثواب يابد ، و نزديك حق تعالى هيچ چيز از آن ضايع نشود .
و گفتهاند كه از علامات [ قبول ] حج نيز آن است كه هر معصيت كه پيش از آن ارتكاب نمودى بگذارد ، « 192 » و دوستان بطّال را به دوستان صالح بدل كند ، و مجالس ذكر و بيدارى را بر مجالس لهو و غفلت برگزيند .
بيان عملهاى باطن و وجه اخلاص در نيت و طريق عبرت گرفتن به مشهدهاى شريف و كيفيت تفكر در آن و ياد كردن اسرار و معانى آن از اول حج تا آخر
( 1 ) بدان كه اول حج دريافتن « 193 » است . اى ، دريافتن آن كه حج را از دين چه موقع است ، پس آرزوى آن ، پس عزيمت بر آن ، پس قطع علايق كه از آن مانع باشد ، پس خريدن جامهء إحرام ، پس خريدن زاد ، پس كرا گرفتن راحله ، پس بيرون آمدن ، پس رفتن در باديه ، پس إحرام از ميقات با تلبيه ، پس در رفتن مكه ، پس إتمام افعال ، چنان كه سابق شده است . « 194 » و در هر يك از اين [ كارها ] ياد كننده
هامش
( 190 ) شنگل ، ژنگله ، سم شكافدار مانند سم آهو و گاو .
( 191 ) و چون دم ( خون ) .
( 192 ) ارتكاب مىنموده ترك كند .
( 193 ) دريافتن ، معادل « فهم » در متن عربى .
( 194 ) سابق شده است ، پيشتر ياد شده است .