تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
و امام را سنت است كه در اين روز پس از زوال خطبه كند ، و آن خطبهء وداع پيغامبر - عليه السلام - بود . و در حج چهار خطبه است : خطبهء روز هفتم ، و خطبهء روز عرفه ، و خطبهء روز نحر ، و خطبهء روز نفر « 130 » اول . و اين همه خطبه‌ها پس از زوال باشد . و همه افراد است مگر خطبهء عرفه كه آن دو خطبه است ، ميان ايشان جلسه‌اى . پس چون از طواف فارغ شود به منا باز آيد براى مبيت و رمى . و آن شب به منا باشد ، و آن را ليلة القرّ گويند ، زيرا كه در ديگر روز آن ، مردمان به منا قرار كنند و باز نگردند . و چون روز دوم باشد [ از ] عيد و زوال خورشيد حاصل آيد ، غسل كند براى رمى . و در جمرهء اولى كه نزديك عرفه است و بر متن شاهراه است هفت سنگ بيندازد . و چون از آن بگذرد ، از متن شاهراه پاره‌اى انحراف كند و روى در قبله بايستد و حمد حق تعالى گويد و تهليل و تكبير و دعا بر حضور دل و خشوع جوارح ، و بر مقدار خواندن سورت بقره [ روى در قبله بايستد و ] دعا گويد . پس به جمرهء وسطى رود و رمى و ايستادن و دعا ، همچنان كه در اول گفته شد ، به جاى آرد . پس به جمرهء عقبه رود و رمى كند . و به هيچ كارى مشغول نشود ، بل به منزل خود باز گردد . و آن شب به منا باشد ، و آن را ليلة النّفر الاوّل گويند . و چون بامداد برخيزد و نماز پيشين روز دوم از ايام تشريق بگزارد ، بيست و يك سنگ ، چنان كه پيش از آن انداخته است ، بيندازد . پس او مخيّر باشد در آن چه به منا مقام كند ، يا به مكه باز رود . و اگر پيش از غروب خورشيد از منا بيرون آمد ، بر وى چيزى واجب نشود . و اگر تا شب صبر كرد ، بيرون آمدن روا نباشد ، بل مبيت لازم بود ، تا در نفر ثانى بيست و يك سنگ - چنان كه گفته شده است - بيندازد . و اگر مبيت و رمى بگذارد ، « 131 » گوسفندى ذبح كند و گوشت آن به صدقه بدهد . و در شبهاى منا ، روا كه خانه را زيارت كند به شرط آن كه شب جز در منا نباشد ، پيغامبر - عليه السلام - چنين كردى . و در فرايض حضور جماعت مسجد خيف نبايد گذاشت « 132 » ، كه فضل آن بسيار است . و چون از منا بازگشت بايد كه در محصّب « 133 » از منا اقامت نمايد ، و نماز ديگر و شام و خفتن آن جا گزارد ، و يك خوابى بخسبد ، چه سنت است و جماعتى از صحابه آن را روايت
هامش
( 130 ) روز نفر ، روز بازگشت حاجيان از منا . ( 131 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 132 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 133 ) محصّب ، جاى سنگريزه انداختن .