تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
و سيروا سيرا جميلا ، لا تطئوا ضعيفا و لا تؤذوا مسلما . اى ، بترسيد از خداى و نيكو رويد ، هيچ ضعيفى را مماليد و هيچ مسلمانى را مرنجانيد . و چون به مزدلفه رسد غسل كند ، زيرا كه مزدلفه از حرم است ، پس بايد كه با غسل در آن رود ، و اگر پياده تواند رفت فاضل‌تر و به تعظيم حرم نزديك‌تر . و در راه به آواز بلند تلبيه مىگويد و چون به مزدلفه رسيد بگويد : اللّهمّ انّ هذه مزدلفة جمعت فيها السنة مختلفة نسألك حوائج مؤتنفة « 122 » فاجعلني ممّن دعاك فاستجبت له و توكّل عليك فكفيته . پس نماز شام و خفتن را در مزدلفه ، به وقت نماز خفتن ، جمع و قصر كند ، به يك بانگ نماز و دو اقامت كه ميان ايشان نفل نبود . و لكن نفل شام و خفتن و وتر را پس از هر دو فريضه جمع كند . و آغاز به نفل شام باشد ، پس نفل نماز خفتن . و كسى كه براى سفر جمع كند حكم او همين است . چه ترك نوافل در سفر زيانى عظيم باشد . و تكليف گزاردن آن در وقت اضرار [ بود ] ، و قطع تبعيت ميان نفل و فرض . و چون گزاردن نوافل با فرض به يك تيمم به حكم تبعيت روا [ باشد ، پس ] ، از گزارد آن بر حكم جمع به تبعيت ، اولى . و فرقى كه ميان فرض و نفل است در جواز گزاردن [ آن ] بر راحله ، از اين مانع نباشد ، به سبب تبعيت و حاجت ، چنان كه گفته شد . پس آن شب در مزدلفه باشد ، و اين بودن [ 427 ] عبادت است . و هر كه از آن در نيمهء اول از شب بيرون آيد و شب آن جا نباشد دمى بر وى لازم آيد . و احياى اين شب شريف از قربتهاى بزرگ است آن كس را كه تواند . پس چون شب به نيمه رسد بايد كه ساختهء رفتن شود ، و سنگ از آن جا بردارد ، چه آن جا سنگها سست است . و بايد كه هفتاد سنگ بردارد ، چه آن قدر حاجت است . و اگر زيادت بردارد براى استظهار « 123 » چه روا كه بعضى از آن بيفتد - باكى نبود . و سنگ بايد كه سبك باشد چنان كه سر انگشتان بدان محتوى تواند شد . پس نماز بامداد در غلس بگزارد ، و رفتن آغاز كند تا به مشعر حرام رسد ، و آن آخر مزدلفه است . پس بايستد و تا به وقت اسفار دعا كند و گويد : اللّهمّ بحقّ المشعر الحرام و البيت الحرام و الشّهر الحرام و الرّكن و المقام بلّغ روح محمّد منّا التّحيّة و السّلام ، و أدخلنا دار السّلام يا ذا الجلال و الاكرام . پس از آن جا پيش از طلوع خورشيد برود تا به موضعى رسد كه آن را وادى محسّر گويند . پس مستحب باشد كه مركوب را بجنباند تا عرصهء آن وادى را قطع كند ، و اگر پياده باشد بسرعت برود . پس بامداد روز نحر تلبيه را با تكبير بياميزد ، گاهى تلبيه گويد و گاهى تكبير ، تا به منا و
هامش
( 122 ) مؤتنف ، از سر گيرندهء كارى . ( 123 ) استظهار ، پشت گرمى .