تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
كرده‌اند ، و اگر نكند چيزى بر وى واجب نشود .

جملهء هشتم - در صفت عمره ، و آن چه پس از آن است تا طواف وداع

( 1 ) هر كه خواهد كه پس از حج يا پيش از آن ، چنان كه خواهد عمره به جاى آرد ، بايد كه غسل كند [ 430 ] و جامهء إحرام در پوشد ، چنان كه در حج گفته شد ، و إحرام عمره گيرد از ميقات آن . و فاضل‌تر مواقيت آن جعرانه است ، پس تنعيم ، پس حديبيه . و نيت عمره كند و تلبيه گويد ، و به مسجد عايشه رود و دو ركعت نماز بگزارد و دعايى كه خواهد بگويد ، پس به مكه باز آيد تلبيه گويان ، تا به مسجد حرام در رود ؛ آن گاه تلبيه بگذارد ، « 132 » و هفت طواف و هفت سعى ، چنان كه گفته شد ، بگزارد ، و چون فارغ شد سر حلق كند : عمره تمام شده باشد . و مقيم مكه بايد كه طواف عمره بسيار كند ، و در خانه بسيار نگرد . و چون در رود « 133 » ، ميان دو عمود دو ركعت نماز گزارد كه آن فاضل‌تر . و پاى برهنه و با تعظيم در رود ، چه بعضى را گفتند كه امروز در خانهء [ خداى ] رفته‌اى ؟ گفت : [ و اللّه ] من قدم خود را اهل آن ندانم كه گرد خانهء خداى طواف كند ، پس چگونه اهل آن دانم كه خانهء خداى را بسپرد ، و « 134 » مىدانم كه چه جايها رفته‌اند ! و بايد كه آب زمزم بسيار خورد ، و به دست خود آب بر آرد و ديگرى را نفرمايد ، اگر تواند . و سير خورد ، چنان كه پهلوهايش برآيد و بگويد : اللّهمّ اجعله شفاء من كلّ داء و سقم . و ارزقني الاخلاص و اليقين و المكافاة في الدّنيا و الآخرة . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : ماء زمزم لما شرب له ، اى ، بر هر نيت كه بخورند ، آن مقصود برآيد .

جملهء نهم - در طواف وداع

( 2 ) چون از حج و عمره فارغ شود و عزيمت بازگشتن كند ، بايد كه همهء كارها بپردازد و رخت دربندد ، و آخر همه وداع خانه به جاى آرد . و آن چنان باشد كه هفت طواف بكند - چنان كه گفته شده است - و لكن بىپوييدن و اضطباع . و چون فارغ شد ، پس مقام دو ركعت نماز گزارد ، و آب زمزم بخورد ، پس به ملتزم « 135 » آيد و به شرايط دعا و زارى اقامت نمايد و بگويد : اللّهمّ [ انّ ] البيت
هامش
( 132 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 133 ) در رفتن ، داخل شدن . ( 134 ) و حال آن كه . ( 135 ) و از حجر الاسود تا در خانه چهار ارش است و آن جا را كه ميان حجر الاسود و در خانه است ملتزم گويند ( سفرنامهء ناصر خسرو ) .