ضبط فقهى آن است كه گوش اگر بيشتر بريده باشد يا چندانى كه از دور ظاهر شود روا نبود ، و اگر اندك بريده باشد يا شكافته روا بود ، و اگر شاخ ندارد يا شكسته بود روا نباشد ، و گر ، اگر بسيار باشد هم روا نبود .
و لاغرى كه آن را مغز نباشد همچنين .
مترجم مىگويد : [ نزديك ] بو حنيفه - رضى اللّه عنه - در گوش بريده سه روايت است : يكى آن كه هر چه كم از نصفى است روا بود ، دوم آن كه كم از ثلثى روا بود ، و سوم آن كه كم از ثلثين هم روا بود و بيش از آن روا نباشد ، و بىشاخ رواست ، و گرگين اگر فربه بود هم رواست .
پس حلق كند ، و سنّت آن است كه روى به قبله آرد و از پيش [ سر ] آغاز كند ، و از شق راست تا به دو استخوان مشرف در قفا بسترد ، پس باقى سر . و بگويد : اللّهمّ أنبت « 127 » لي بكلّ شعرة حسنة و امح عنّى بها سيّئة و ارفع لي بها عندك درجة . و زن ، موى كوتاه كند ، و كل را مستحب آن است كه استره « 128 » بر سر براند .
و چون پس از رمى [ جمره ] حلق كرد ، تحلّل او را حاصل آيد . و همهء محظورات وى را حلال شود ، مگر مباشرت و صيد . پس به مكه رود و طواف كند - چنان كه صفت كرديم - و اين طواف ركن است در حج ، و آن را طواف زيارت خوانند . و اول وقت آن پس از نيمه است از شب نحر . و فاضلترين [ وقت آن ] روز نحر است . و آخر وى معين نيست ، بل رواست كه تا آن وقت كه خواهد تأخير كند ، و لكن مقيّد إحرام بماند « 129 » ، و مباشرت او را روا نباشد تا آن گاه كه طواف كند .
و چون طواف كرد تحلّل تمام شود ، و مباشرت حلال گردد ، و إحرام به كليت برخيزد . و جز رمى ايام تشريق و بودن شب به منا نماند ، و آن [ از ] واجبهاست پس از زوال إحرام بر سبيل تبعيت حج . و كيفيت اين طواف با دو ركعت همچنان است كه در طواف قدوم گفته شد . و چون از دو ركعت فارغ شد بايد كه سعى كند چنان كه گفتيم ، اگر پس از طواف قدوم سعى نكرده باشد [ 429 ] ، و اگر كرده باشد ركن سعى حاصل آمده بود و أعادت نبايد كرد .
و اسباب تحلّل سه است : رمى و حلق و طوافى كه ركن است . و چون دو از اين سه به جاى آورد ، يكى از دو تحلّل حاصل آيد . و در تقديم و تأخير اين سه با ذبح حرجى نيست ، و لكن بهتر آن است كه رمى كند ، پس ذبح ، پس حلق ، پس طواف .
هامش
( 127 ) در متن عربى : اثبت .
( 128 ) استره ، تيغ .
( 129 ) در متن عربى : و لكن يبقى بعلقة الاحرام .