مواضع جمرات رسد [ و آن سه است ] ، و از اول و دوم بگذرد ، چه ، روز نحر وى را با آن دو جمره كارى نباشد ، تا آن گاه كه به جمرهء عقبه رسد ، و آن در راه بر دست راست مستقبل قبله است . « 124 » و جاى انداختن سنگ اندك بلنديى دارد ، و در دامن كوه [ است ] ، و آن به مواقع سنگها ظاهر است . چون خورشيد نيزهاى بالا برآيد ، جمرهء عقبه بيندازد . و كيفيتش آن است كه روى در قبله بايستد ، و اگر روى به جمره آرد باكى نباشد ، و هفت سنگ دست برداشته بيندازد ، و تلبيه را به تكبير بدل كند ، و با هر سنگى بگويد : اللّهمّ تصديقا بكتابك و اتّباعا لسنّة نبيّك . و چون بينداخت تلبيه و تكبير بگذارد ، « 125 » مگر تكبير در عقب نمازهاى فريضه ، از نماز پيشين روز نحر تا پس نماز بامداد ، از آخر ايام تشريق ، و در اين روز براى دعا نايستد ، بل در منزل خود دعا گويد . و صيغت تكبير اين است : اللّه أكبر اللّه أكبر اللّه أكبر كبيرا و الحمد للَّه كثيرا و سبحان اللّه بكرة و اصيلا لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له مخلصين له الدّين و لو كره الكافرون ، لا إله الاّ اللّه وحده و صدق وعده و نصر عبده لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر . پس اگر هدى « 126 » با وى باشد ذبح كند . و اولى آن كه به نفس خويش [ ذبح ] كند و بگويد : بسم اللّه و اللّه أكبر اللّهمّ منك و بك و لك تقبّل منّى كما تقبّلت من خليلك إبراهيم .
و در قربان ، شتر فاضلتر ، پس گاو ، [ 428 ] پس گوسفند . و يك گوسفند فاضلتر از آن كه با شش كس ديگر در اشترى شريك بود . و ميش فاضلتر از بز . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : خير الاضحيّة الكبش الاقرن . اى ، بهترين اضحيّة كشتن ميش شاخدار است ، و سپيد به از سياه .
بو هريره - رضى اللّه عنه - [ گفت ] : البيضاء أفضل في الاضحىّ من دم سوداوين . اى ، سفيد در اضحيّه فاضلتر از دو سياه . [ و اگر در اضحيّهء تطوّع باشد از آن بخورد ] . و در اضحيّه ، جدعاء و عضباء و جرباء و شرقاء و خرقاء و مقابلة و مدابرة و عجفاء نبايد . جدعاء ، بريده گوش [ يا بينى ] باشد ، عضباء ، شكسته شاخ [ يا در دست و پا نقصان بود ] ، جرباء ، گرگين ، و شرقاء ، گوش به درازا شكافته ، و خرقاء ، بپهنا شكافته ، و مقابلة ، گوش بريدهء در پيش آويخته ، و مدابرة ، در پس آويخته ، و عجفاء ، لاغر .
مترجم مىگويد كه اين ألفاظ كه مصنف آن را ايراد فرموده است در اخبار آمده است ، و
هامش
( 124 ) در سمت راست كسى است كه رو به قبله در حركت باشد .
( 125 ) بگذارد ، ترك كند .
( 126 ) هدى ، قربانى كه به مكه فرستند .