را بگدازاند . « 35 » و مردى وى را گفت : عزم آن دارم كه در مكه مجاور شوم ، مرا وصيتى بكن . گفت : در صف اول نماز مگزار ، و با هيچ قرشى مصاحبت مكن ، و صدقه را آشكارا مده . و صف اول را بدان كراهيت داشته است كه مشهور شود و وى را باز طلبند و تزيّن و تصنّع در عمل وى آميزد . « 36 »
فصل دوم در شرطهاى وجوب حج ، و صحت آن ، و اركان ، و واجبات ، و محظورات آن
اما شرط صحت
( 1 ) حج را دو چيز شرط است : وقت و اسلام . و حج كودك درست است : اگر مميز باشد به نفس خود إحرام گيرد ، و اگر نباشد ولى از جهت وى إحرام گيرد ، او را به عرفه و طواف و سعى و غير آن برد .
مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - إحرام كودك مميز اگر چه صحيح باشد اما لازم نبود ، و از غير مميز ولى را إحرام نبايد گرفت .
و اما وقت شوال و ذو القعدة و نه روز از ذو الحجة است تا طلوع صبح از روز نحر . و هر كه در غير آن مدت إحرام حج گيرد ، عمره باشد .
مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - در غير آن مدت إحرام حج درست باشد و عمره نشود ، بدانچه إحرام نزديك وى شرط است و نزديك شافعى ركن .
و كلّ سال وقت عمره است . [ و لكن ] كسى كه در ايام منا به مناسك مشغول باشد بايد كه إحرام عمره نگيرد ، زيرا كه به اعمال آن مشغول نتواند شد به سبب مشغولى به اعمال منا .
اما شرط آن كه آن حجّ اسلام باشد و فريضهء حج گزارده شود پنج است : اسلام و حريت و بلوغ و عقل و وقت . و اگر كودكى يا بندهاى إحرام گيرد ، لكن كودك بالغ شود و بنده آزاد گردد در عرفه يا در مزدلفه و پيش از طلوع صبح به [ عرفه ] باز آيد ، از حجّ اسلام بسنده باشد ، زيرا كه حجّ عرفه
هامش
( 35 ) تن را لاغر و كيسه ( جيب ) را خالى كند .
( 36 ) شرح زبيدى مىافزايد : و كذا الحال في اظهار الصدقة و صحبة القرشي فانّ كلا منهما باعث للشهرة و عدم الراحة .