بخشندگان منم ، هر كه حج وى مقبول نيست بدان كس بخشيدم كه حج وى مقبول است .
فضيلت مكه و خانه
( 1 ) پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ اللّه تعالى قد وعد هذا البيت ان يحجّه في كلّ سنة ستّمائة ألف فان نقصوا أكملهم اللّه تعالى بالملائكة و انّ الكعبة تحشر كالعروس المزفوفة ، و كلّ من حجّها متعلّق بأستارها يسعون حولها حتّى تدخل الجنّة فيدخلون معها . اى ، حق تعالى وعده كرده است اين خانه را كه هر سال ششصد هزار كس حج كند ، و اگر كم از اين باشد حق تعالى از فريشتگان آن عدد را به اكمال رساند ، و كعبه را برانگيزاند چون عروس در حال زفاف ، و همهء حجّاج در پردههاى وى آويخته تا در بهشت رود ، و ايشان با وى در روند .
و در خبر است : انّ الحجر [ الاسود ] ياقوتة من يواقيت الجنّة ، و انّه يبعث يوم القيامة و له عينان و لسان ينطق به يشهد لمن استلمه بحقّ و صدق . اى ، حجر اسود ياقوتى است از يواقيت بهشت ، روز قيامت وى را برانگيزد با دو چشم و زبانى گويا ، هر كه وى را بسوده باشد ، براى وى به حق و به صدق گواهى دهد . و بسيار بودى كه پيغامبر - عليه السلام - وى را ببوسيدى . و آمده است كه وقتى بر وى سجده كرد . و بر راحله « 12 » طواف كردى ، و كژك « 13 » بر وى نهادى و طرف آن « 14 » ببوسيدى . و عمر خطاب ببوسيد و گفت : من مىدانم كه تو سنگى ، نه زيانكارى و نه سودمند ، و اگر نه من پيغامبر - عليه السلام - را ديدهام كه تو را ببوسيد ، نبوسيدمى . پس بگريست به آواز بلند ، و در پس نگريست ، على بو طالب را ديد ، گفت : اى أبو الحسن ، اينجا آب چشم ريخته شود [ و دعا مستجاب گردد . ] على گفت : يا امير المؤمنين ، بل اين زيانكار و سودمند است . عمر گفت :
چگونه ؟ گفت : حق تعالى چون فرزندان آدم را از صلب وى استخراج كرد و ربوبيت خود ايشان را تعريف فرمود و ايشان بدان اعتراف نمودند ، آن ميثاق را در صحيفهاى مكتوب گردانيد و آن صحيفه را در اين سنگ وديعت نهاد . پس او براى مؤمنان به وفا گواهى دهد ، و بر كافران به انكار . و گفتهاند كه معنى اين سخن كه مردمان در وقت استلام « 15 » حجر اسود [ 404 ] مىگويند :
اللّهمّ ايمانا بك و تصديقا بكتابك و وفاء بعهدك [ همين است ] .
هامش
( 12 ) راحله ، مركب ، ستور .
( 13 ) كژك ، چوبدست يا عصاى سر كج .
( 14 ) كژك .
( 15 ) استلام ، بسودن به لب يا دست .