تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
كه مردمان در اندوه حساب باشند . و مجاهد و غير او از علما گفتند كه چون حجّاج به مكه آيند فريشتگان ايشان را استقبال نمايند ، و بر اشتر سواران سلام گويند ، و اصحاب درازگوش « 9 » را مصافحه كنند ، و پياده روان را در كنار گيرند . و حسن گفت هر كه پس از رمضان يا پس از غزايا پس از حج وفات كند شهيد باشد . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : حج كننده آمرزيده شود ، و براى كسى كه در ذو الحجة و محرم و صفر و عشر اول از ربيع الاول « 10 » آمرزش خواهد ، او هم . و سنّت سلف آن بود كه غازيان را مشايعت نمودندى ، و حجّاج را استقبال كردندى ، و ميان دو چشم ايشان ببوسيدندى ، و از ايشان دعا خواستندى ، و در آن مبادرت كردندى پيش از آن كه بزهها ارتكاب نمايند . و على موفق گفت : سالى حج كردم و شب عرفه به منا در مسجد خيف در خواب ديدم كه دو فريشته از آسمان با جامه‌هاى سبز فرود آمدند ، يكى از ايشان ديگرى را گفت : يا عبيد اللّه ديگرى گفت : لبيك يا عبد اللّه . عبد اللّه گفت : دانى كه امسال چند كس حج گزاردند ؟ عبيد اللّه گفت ندانم . عبد اللّه گفت : حج شش كس . پس به هوا بر رفتند و غايب گشتند . و من از ترس بيدار شدم و غمى عظيم بر من استيلا يافت و انديشيدم كه من يكى از آن ششگانه نباشم ، و در غم و اندوه به مشعر الحرام رسيدم ، و در بسيارى خلق و اندكى مقبولان انديشه مىكردم ، در خواب شدم ، همان دو فريشته را ديدم كه هم بر آن هيئت فرود آمدند و همان حديث مىگفتند . آن گاه يكى گفت : دانى كه حق تعالى امشب چه حكم فرمود ؟ گفت : نه . گفت : هر صد هزار كس را در كار يكى از آن ششگانه كرد و هر ششصد هزار را ببخشيد . و من بيدار شدم ، با شاديى كه وصف بدان محيط نشود . و هم از او آمده [ 403 ] است كه سالى حج كردم ، و چون از مناسك فارغ شدم از كسى كه حج وى مقبول نشده باشد بر انديشيدم و گفتم : الهى من حج خود كسى را دادم كه حج وى قبول نشده باشد ، و ثواب آن به وى بخشيدم . پس ربّ العزّة را در خواب ديدم ، و گفت : اى على ، در حضرت ما سخاوت اظهار مىكنى ! و « 11 » سخا و اسخيا را ما آفريده‌ايم . كريم‌تر كريمان و بخشنده‌تر
هامش
( 9 ) اصحاب درازگوش ، كسانى كه بر خر سوارند . ( 10 ) در متن عربى : و عشرين من ربيع الاول . ( 11 ) و حال آن كه .