مقبولان از شادى قبول به بازى نرسند ، و مردودان از اندوه رد به خنده نپردازند .
و أحنف قيس را گفتند كه تو نيك پير شدهاى و روزه تو را ضعيف مىكند . گفت : من آن را براى دفع سرّى عظيم و عذابى اليم عدّتى مىسازم ، و بر طاعت خداى صبر كردن آسانتر از آن كه بر عذاب وى .
و اين خصال است كه معانى باطن روزه است .
سؤال هر كه بر نگاه داشت شكم و فرج از شهوت اقتصار [ نمايد ] و اين معانى مىبگذارد ، فقها روزهء وى را صحيح مىخوانند ، پس معنى آن چه مىباشد ؟
جواب [ بدان كه فقهاى ظاهرى ] شروط ظاهر را به دليلهايى اثبات مىكنند كه ضعيفتر از اين دليلهاست كه ما در اثبات شروط باطن آوردهايم ، خاصه غيبت و امثال آن . و لكن به دست فقهاى [ ظاهرى ] از تكليفات جز آن نيست كه همهء غافلان كه روى به دنيا دارند در تحت آن داخل توانند شد . و اما علماى آخرت صحت قبول را گويند ، و قبول رسيدن بود به مقصود . و دانستهاند كه مقصود از روزه تخلّق است به خلقى از اخلاق حق تعالى ، و آن صمديت است ، و اقتدا به فريشتگان در باز بودن از شهوتها بر اندازهء امكان ، چه ايشان از شهوتها منزهند . و مرتبهء آدمى فوق مرتبهء بهايم است ، بدانچه قدرت آن دارد كه شهوت خود را به نور عقل [ 395 ] بكشند ، و دون مرتبهء فريشتگان ، بدانچه شهوتها بر وى مستولى است ، و او به مجاهدهء آن مبتلى . پس هر كه در شهوتها مولع باشد به اسفل السافلين رسد و هم طويلهء ستوران شود ، و هر كه شهوتها را قهر كند به اعلى علّيّين ترقى نمايد و به افق ملايكه پيوندد . و فريشتگان مقربان خدايند ، و كسى كه به ايشان اقتدا كند و به اخلاق ايشان تشبّه نمايد ، به نزديكى ايشان به حق تعالى نزديك شود ، و مانند نزديك نزديك بود . « 47 » و اين نزديكى به مكان نيست ، بل به صفت است .
و چون سرّ روزه نزديك ارباب عقل و اصحاب دل اين است ، چه فايده باشد در تأخير چاشت و جمع هر دو وظيفت در شام ، با آن چه عنان شهوتهاى ديگر همهء روز مطلق « 48 » باشد ؟ و اگر مثل اين را فايده باشد پس قول پيغامبر - عليه السلام : كم من صائم ليس له من صومه الاّ الجوع و العطش چه معنى بود ؟ و براى اين ، بو دردا - رضى اللّه عنه - گفت : يا حبّذا نوم الاكياس و فطرهم كيف
هامش
( 47 ) در عربى : فانّ الشبيه من القريب قريب .
( 48 ) مطلق ، آزاد و رها شده .