تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤

فصل دوم در اسرار و شرطهاى باطن روزه

( 1 ) بدان كه روزه را سه درجه است : روزهء عموم ، و روزهء خصوص ، و روزهء خصوص خصوص . اما روزهء عموم نگاه داشت شكم و فرج است از قضاى شهوت ، چنان كه تفصيل آن سابق شده است . و اما روزهء خصوص به نگاه داشت چشم و گوش و دست و پاى و ديگر جوارح است از بزه . و اما روزهء خصوص خصوص نگاه داشت دل است از همتهاى فرومايه و انديشه‌هاى دنيا ، و بازداشت آن از هر چه جز خداى است به كليت . و گشادن آن روزه است كه از جز خداى و روز قيامت انديشد و تفكر كند در دنيا - مگر دنيايى كه آن را براى دين خواهد ، چه آن زاد آخرت باشد و از دنيا نبود - تا به حدى كه اهل دل گفته‌اند كه هر كه همت او سوى آن جنبد كه در روز تصرفى كند كه در ضمن آن تدبير افطار باشد گناهى بر وى نبشته شود ، چه آن از اندكى وثوق باشد به فضل حق تعالى و اندكى يقين به روزى موعود . و اين مرتبهء پيغامبران و صدّيقان و مقربان است . و تفصيل آن به گفتن دراز نيست ، و لكن تحقيق آن به كردن دراز [ است ] ، چه آن روى آوردن است به كنه همت بر حق تعالى ، و گردانيدن روى از جز خداى ، و ملابست معنى
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ .
« 34 » و اما روزهء خصوص كه آن روزهء صالحان است ، و آن بازداشتن جوارح است از بزه . و كمال آن به شش كار است : ( 2 ) اول نگاه داشت چشم از ديدن هر چه ناستوده و مكروه است ، و هر چه دل را از ذكر خداى مشغول كند . پيغامبر - عليه السلام - گفت : النّظر سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه آتاه اللّه تعالى ايمانا يجد حلاوته في قلبه . اى ، نظر تيرى است زهراب داده از تيرهاى ابليس ، و
هامش
( 34 ) انعام ، 6 - 91 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 514 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى