و اما لوازم افطار
( 1 ) چهار چيز است : قضا و كفارت و فديه و امساك باقى روز تا به روزهداران ماند .
( 2 ) اما قضا واجب آيد بر هر مسلمانى مكلف كه روزه بگشايد به عذرى يا بىعذرى . و حايض روزه را قضا كند ، و مرتد نيز . اما بر كافر و كودك و ديوانه واجب نيايد . و در قضاى رمضان تتابع واجب نيست ، خواهد متتابع روزه دارد ، و خواهد متفرق .
( 3 ) و اما كفارت واجب نشود مگر به جماع . اما به بيرون آوردن منى و تناول طعام و شراب و آن چه جز جماع است واجب نشود [ 390 ] .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه به اكل و شرب هم واجب شود .
و كفارت آن است كه بندهاى آزاد كند ، و اگر ندارد دو ماه پيوسته روزه دارد ، و اگر نتواند شصت مسكين را طعام دهد ، هر يكى را مدّى ، و مد چهار دانگ منى « 28 » باشد .
( 4 ) اما امساك باقى روز بر كسى واجب آيد كه در افطار عاصى باشد يا مقصر . و بر حايض واجب نيايد چون در ميان روز پاك شود . و بر مسافر نيز چون افطار كرد از سفرى كه دو مرحله باشد برسد .
مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه بر هر دو واجب شود .
و چون يك عدل گواهى دهد بر ديدن ماه نو در روز شك ، امساك واجب شود . و روزه در سفر فاضلتر از افطار ، مگر چون طاقت ندارد . و روزى كه بيرون آيد و اول آن مقيم بوده باشد ، و روزى كه روزهدار به وطن خود رسد ، افطار كند .
( 5 ) اما فديه بر حامل و مرضع ، « 29 » با قضا به هم ، واجب شود ، چون از بيم هلاك فرزند افطار كند ، هر روزى يك مد گندم يك مسكين را . و بر پيرى كه از ضعيفى روزه نتواند داشت همى فديه واجب آيد .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه در اين هر دو صورت فديه واجب شود . « 30 »
هامش
( 28 ) چهار دانك منى ، چهار سدس يا دو ثلث از يك من .
( 29 ) مرضع ، زن شير دهنده .
( 30 ) يعنى فقط فديه واجب شود ، نه فديه با قضا به هم .