تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
درست بود . ( 1 ) سوم باز بودن از رسانيدن چيزى عمدا به جوف با يادداشت روزه . و روزه به خوردن و آشاميدن و دارو در بينى [ كردن ] و حقنه تباه شود ، و به فصد و حجامت و سرمه كردن و ميل به گوش كردن و [ در ] احليل بردن تباه نشود ، مگر آن كه چيزى در احليل چكاند كه به مثانه برساند . و اگر [ چيزى ] بى قصد او رسد ، از گرد راه يا مگس پران يا آب مضمضه ، زيان ندارد ، مگر آن كه در مضمضه مبالغت نمايد كه آن روزه را تباه كند ، چه تقصير كرده باشد . و به لفظ « عمدا » آن خواسته‌ايم . مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه رسيدن آب [ به جوف ] در مضمضه روزه را باطل كند . و اما لفظ يادداشت روزه ، احترازى است از حال فراموشى كه آن روزه را تباه نكند . اما اگر اول يا آخر روز عمدا بخورد به گمان آن كه شب خورده است ، پس بتحقيق بداند كه روز خورده است ، قضا واجب شود ، و [ اگر ] آن « 25 » بر حكم ظن و اجتهاد بماند قضا واجب نشود . و نبايد كه در اول يا آخر روز بخورد ، مگر به ظن و اجتهاد . ( 2 ) چهارم مباشرت ناكردن . و حد آن تغييب حشفه است . و اگر به فراموشى كند روزه باطل نشود ، و اگر شب مباشرت كند يا محتلم شود و بامداد جنب خيزد ، روزه تباه نشود ، و اگر در حال مباشرت صبح دمد و بر فور اخراج كند ، روزه درست بود ، و اگر صبر كند تباه شود . ( 3 ) پنجم باز بودن از بيرون آوردن منى عمدا ، به مباشرت يا به غير آن ، چه آن تباه كند . و به قبله « 26 » و مضاجعت « 27 » تباه نشود تا انزال حاصل نيايد ، و لكن مكروه باشد مگر پير را يا كسى كه ضابط نفس خود باشد ، چه ايشان را باكى نبود ، و ترك آن اولى . و اگر از قبله بيم انزال باشد ، و مع ذلك قبله دهد و انزال حاصل آيد ، روزه باطل شود به سبب تقصير وى . ( 4 ) ششم باز بودن از برون آوردن قى . چه قصد آن روزه باطل كند ، و اگر بىقصد وى برآيد باطل نشود . و اگر نخامه از حلق و سينه برآرد زيان ندارد به سبب رخصت ، چه عذر از آن دشوار است ، مگر چون به دهن رسد آن گاه فرود برد كه آن مبطل بود .
هامش
( 25 ) خوردن در اول يا آخر روز ( طرفين روز ) . ( 26 ) قبله ، بوسه . ( 27 ) مضاجعت ، هم بسترى ، هماغوشى .