تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
محتاج را در تقدير حاجت مقامهاست در تنگ گرفتن و فراخ گرفتن ، و مرتبه‌هاى آن منحصر نيست . و ميل پرهيزكار به تنگ گرفتن باشد ، و ميل آسانگير به فراخ گرفتن ، تا به حدى كه نفس خود را به انواع توسّعات محتاج داند ، و آن در شرع ممقوت است . و چون حاجت متحقق باشد بايد كه مال بسيار نستاند ، بل آن قدر كه از وقت ستدن تا سالى بسنده باشد . و اين منتهاى رخصت است ، از آن روى كه اسباب دخل [ 374 ] به تكرّر سال متكرّر شود ، و از آن روى كه پيغامبر - عليه السلام - براى عيال خود قوت يك ساله ذخيره فرموده است . و اين اقرب چيزى است در تحديد حدّ فقير و مسكين . و اگر بر حاجت يك ماه يا حاجت يك روز اقتصار نمايد ، به تقوى نزديك‌تر . و مذاهب علما در مقدار آن چه [ به حكم زكات و صدقه ] ببايد ستد مختلف است ، و بعضى در تقليل [ به حدى مبالغه ] نموده‌اند [ كه ] اقتصار بر قوت شبانه روزى واجب كرده ، و به حديث سهل بن حنظلية تمسك نموده‌اند كه پيغامبر - عليه السلام - نهى عن السّؤال مع الغنى . اى ، با توانگرى از سؤال باز داشته است . و پرسيدند كه توانگرى چه باشد ؟ فرمود : غداؤه و عشاؤه . اى ، قوت بامداد و شبانگاه او . و ديگران گفته‌اند : تا به حد توانگرى بستاند ، و حد توانگرى نصاب زكات است ، چه حق تعالى زكات جز بر توانگران واجب نكرده است . و گفته [ اند ] كه روا كه براى نفس خود و براى هر يكى از عيال نصابى بستاند . و بعضى گفته‌اند : حد توانگرى پنجاه درم است ، براى آن كه ابن مسعود روايت كرده است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من سأل و له مال يغنيه جاء يوم القيامة و في وجهه خموش . اى ، هر كه مالى دارد كه وى را بسنده بود و با آن سؤال كند روز قيامت در روى وى آثار خراشيدگى باشد . پرسيدند كه غنى چه باشد ؟ فرمود : خمسون [ درهما ] او قيمتها من الذّهب . اى ، پنجاه درم يا قيمت آن از زر [ و گفته‌اند كه راوى اين حديث قوى نيست ] و بعضى چهل درم گفته‌اند ، براى حديثى كه عطاء يسار روايت كرده است منقطع ، « 170 » كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من سأل و له اوقية فقد الحف في السّؤال . اى ، هر كه چهل درم دارد و بخواهد ، در سؤال إلحاح نموده باشد . و ديگران در توسّع مبالغت كرده‌اند و گفته كه روا كه چندانى بستاند كه بدان ضيعتى « 171 » خرد و مدت عمر خود بدان مستغنى باشد ، يا بضاعتى مهيا گرداند كه در آن بازرگانى كند و مستغنى شود ، زيرا كه غنى اين باشد . و عمر - رضى اللّه عنه -
هامش
( 170 ) حديث منقطع ، حديثى كه سلسلهء راويان آن متصل نباشد و آن از انواع حديث ضعيف است . ( 171 ) ضيعت ، آبادى ، آب و زمين ده .