سؤال اين صفتها به چه دانسته شود ؟
جواب در فقر و مسكنت قول ايشان بپذيرند و بيّنه نطلبند و سوگند ندهند [ بل اعتماد بر سخن ايشان روا بود ، اگر كذب ايشان معلوم نباشد ] . و غزو و سفر كارى است در مستقبل : اگر گويند كه ما عزم آن كردهايم به قول ايشان ببايد داد ، و اگر بدان وفا نكنند باز بايد ستد . و در ديگر [ صنفها ] از بيّنه چاره نباشد . و اين شروط استحقاق است . و اما مقدار آن چه [ به ] « 155 » هر كسى بايد داد ، بخواهد آمد .
بيان وظيفتهاى ستاننده
( 1 ) و آن پنج است : ( 2 ) اول آن كه بداند كه حق تعالى دادن به وى واجب گردانيده است تا مهم خود را كفايت كند ، و همهاى خويش را يك همّ گرداند . چه حق تعالى خلق را تعبد فرموده است بدانچه [ همت ] هاى ايشان يكى باشد ، و آن خداى و قيامت است ، و مراد از قول حق تعالى :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 156 » اين است . و لكن چون حكمت آن اقتضا كرد كه شهوتها [ و حاجتها ] بر بنده مسلط گرداند و همت او را آن « 157 » تفرقه مىكند ، كرم آن اقتضا كرد كه نعمتهايى كه حاجتها بدان مكفى گردد افاضت فرمود ، و مالها بسيار گردانيد و آن را به دست بندگان داد [ تا مال در دفع حاجات ايشان آلت باشد و در تجرد براى طاعت وسيله باشد . پس ] بعضى را بر سبيل ابتلا و امتحان مالشان بسيار گردانيد و در معرض خطر آورد ، و بعضى را به دوستى از دنيا نگاه [ 372 ] داشت ، چنان كه مشفق بيمار خود را نگاه دارد ، و فضول دنيا بديشان نداد ، و بر قدر حاجت از دست توانگران بديشان رسانيد ، تا مشغولى كسب و رنج [ در ] جمع و حفظ بر توانگران باشد و فايدهء [ آن ] درويشان را ، تا براى عبادت خداى مجرد شوند ، و براى آن چه پس از مرگ خواهد بود ساختگى « 158 » كنند ، و فضول دنيا ايشان را از آن صارف نشود ، و فاقه [ ايشان را ] از ساختگى مشغول نگرداند . و اين غايت نعمت است . پس درويش بايد كه قدر درويشى بشناسد ، و به حقيقت
هامش
( 155 ) در متن عربى : و اما مقدار ما يصرف إلى كل واحد .
( 156 ) ذاريات 51 - 56 .
( 157 ) آن ، اشاره است به شهوتها و حاجتها .
( 158 ) ساختگى ، تدارك .