هر چهار چيز چنان كه لايق درويشان باشد بدان بتوان خريد ، او فقير بود ، زيرا كه در حال آن چه بدان محتاج است ندارد [ و از آن عاجز است ] . و نبايد كه در فقير آن شرط كرده شود كه جز ساتر عورت نداشته باشد ، چه آن غلو بود ، و غالب آن باشد كه مثل او موجود نشود . و بدانچه خواستن عادت وى بود از فقر بيرون نيايد - و خواستن كسبى « 141 » نباشد - به خلاف آن كه بر كسب قادر بود ، چه آن از فقر بيرون برد . و اگر بر كسب به آلتى قادر تواند شد فقير بود ، و روا باشد كه آلت را براى او بخرند . و اگر بر كسبى كه لايق مثل او و مروت او نبود قادر باشد او فقير بود . و اگر متفقّه باشد و مشغولى كسب از تفقّه « 142 » [ او را ] مانع بود فقير باشد ، و قدرت او بر كسب معتبر نبود . و اگر متعبد باشد و كسب از وظايف عبادات و اوراد اوقات مانع آيد ، بايد كه كسب كند ، چه كسب از عبادت نفل اولى .
پيغامبر - عليه السّلام - فرمود : الكسب فريضة بعد الفريضة . اى ، كسب [ حلال ] پس از فرايض عبادات فرض است . [ و بدان سعى در اكتساب خواسته است ] . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت :
كسب في شبهة خير من مسألة . اى ، كسب با شبهت به از خواستن . و اگر پدر وى را نفقة دهد يا كسى كه نفقهء وى بر او واجب بود ، و اين آسانتر از كسب [ است ] ، فقير نباشد .
( 1 ) صنف دوم مساكينند . و مسكين آن باشد كه دخل او بر خرج وفا نكند . و باشد كه هزار درم دارد و مسكين بود ، و [ باشد كه ] جز تبر و رشته ندارد و غنى باشد . و سرايكى « 143 » [ 370 ] كه در او باشد و جامهاى كه ساتر وى بود بر قدر حال او ، اسم مسكين زايل نگرداند ، و همچنين متاع خانه - آن چه بدان محتاج باشد - و آن چيزى باشد كه لايق وى بود ، و همچنين [ كتب ] فقه [ او را ] از مسكنت بيرون نبرد . و چون جز كتب ندارد ، صدقهء فطر « 144 » بر وى واجب نيايد . و [ حكم ] كتاب چون جامه و متاع خانه است ، چه بدان محتاج است . و لكن بايد كه در فهم حاجت به كتاب احتياط نمايد ، چه حاجت به كتاب براى سه چيز بود : [ تعليم و استفادت و تفرج به مطالعهء آن . ] اما حاجت تفرج و آن معتبر نيست . چون نگاه داشتن كتب اشعار و تواريخ [ اخبار ] و امثال آن كه در آخرت سود ندارد ، و در دنيا جز تفرج و استيناس فايده ندهد . و اين چنين كتاب در
هامش
( 141 ) كسبى ( ى نكره ) .
( 142 ) تفقّه ، تحصيل علم فقه و اجتهاد .
( 143 ) سرايك ، سراى كوچك ، خانهء محقر .
( 144 ) صدقهء فطر دادن .