صدقه ، و صد درم [ صلت ] دوستتر از آزاد كردن رقبهاى . و دوستان و برادران خير را نيز تقدم باشد بر آشنايان ، چنان كه اقارب را بر أجانب . و بايد كه اين دقيقهها رعايت يابد .
و صفت مطلوب اين است ، و هر صفتى را درجههاست ، و بايد كه اعلاى آن طلبد . و اگر كسى را يابد كه جامع اين جمله صفات باشد آن ذخيرهاى بزرگ و غنيمتى فاخر تواند بود . و چون در اين باب اجتهاد كند [ 369 ] و مصيب « 140 » باشد دو مزد يابد ، و اگر خطا كند يكى . و يكى از آن دو در حال تطهير نفس است از صفت بخل و تأكيد دوستى حق تعالى در دل و اجتهاد در طاعت او . و اين صفتهاست كه در دل قوى شود و او را مشتاق لقاى بارى تعالى گرداند . و مزد دوم فايدهء دعاى شتابنده و همت او باشد . چه دلهاى نيك مردان را در حال و مآل اثرهاست . پس اگر مصيب باشد هر دو أجر حاصل آيد ، و اگر مخطى بود أجر او حاصل آيد و دوم نه . و معنى تضاعف أجر اجتهاد مصيب را در اين موضع و ديگر موضعها اين است .
فصل سوم در قبض كننده و اسباب استحقاق و وظايف قبض
بيان اسباب استحقاق
( 1 ) بدان كه مستحق زكات نباشد مگر آزادى مسلمان ، كه هاشمى يا مطّلبى نبود ، و به صفتى از صفات هشت صنف كه در قرآن مذكورند متصف باشد . و به كافر و بنده و هاشمى يا مطّلبى دادن روا نبود . اما صرف آن به كودك و ديوانه روا باشد ، چون قابض ولىّ ايشان بود . و [ صفات ] اين هشت صنف را ياد كنيم .
( 2 ) صنف اول فقرايند . و فقير آن باشد كه وى را مال نبود و قدرت كسب ندارد . و اگر قوت يك روز و كسوت حال دارد فقير نباشد ، و لكن مسكين بود - مترجم مىگويد : به خلاف بو حنيفه ، رضى اللّه عنه ، كه نزديك وى مسكين بدحالتر از فقير است - و اگر نيمهء قوت روزى دارد فقير باشد ، و اگر پيراهن دارد و دستار و موزه و شلوار ندارد ، و قيمت پيراهنش چندانى نباشد كه اين
هامش
( 140 ) مصيب ، بر صواب ، دور از خطا .