نيست از روى ظاهر مگر اين عملها كه دليل است بر تواضع و تذلل و قبول منت ، و از روى باطن مگر آن معرفتها كه ياد كرديم . اين از راه عمل است و آن از راه علم . و دل را علاج نتوان كرد مگر به معجون علم و عمل . و اين شريطه « 124 » در زكات [ به جاى ] خشوع است در نماز . و آن به قول پيغامبر - عليه السلام - ثابت شده است كه : ليس للمرء من صلوته الاّ ما عقل ، و اين نيز به قول پيغامبر - عليه السلام : لا يقبل اللّه صدقة منّان ، و به قول حق تعالى :
لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ [ 365 ] وَ الْأَذى
« 125 » . اما فتواى فقيه كه آن به [ وقوع موقع ] افتاده است ، و بى اين شرط برائت ذمت حاصل است ، آن حديثى ديگر است ، و در « كتاب نماز » بدان اشارتى رفته است .
وظيفت ششم آن كه عطا را خرد شمارد .
( 1 ) چه اگر بزرگ پندارد عجب آرد ، و عجب از مهلكات است و باطل كنندهء اعمال . قال اللّه تعالى :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
. « 126 » و گفتهاند كه طاعت را هر چه خرد شمردى « 127 » در حضرت الهى بزرگ شود ، و هر چه معصيت را بزرگ دارى در حضرت وى خرد گردد . و گفتهاند كه نيكويى تمام نشود مگر به سه چيز : خرد شمردن ، و به زودى دادن ، و پوشيده داشتن . و بزرگ داشتن عين منت و أذى نيست ، چه اگر مال خود در عمارت مسجدى يا رباطى صرف كند بزرگ داشتن در آن صورت بندد ، و منت و أذى نى . بل عجب و بزرگداشت در همهء عبادتها در آيد ، و داروى آن علم و عمل است .
اما علم آن است كه بداند كه عشر يا ربع عشر اندكى است از بسيار . و او به اخسّ درجات بذل قناعت نموده است - چنان كه در « فهم وجوب » ياد كرديم - و لايق و مناسب آن باشد كه از آن شرم دارد ، پس چگونه آن را بزرگ پندارد ؟ و اگر به درجهء عليا ترقى نمايد و كل مال ببخشد يا بيشتر آن را ، بايد كه تأمل كند كه مال وى را از كجاست و در چه صرف مىكند ، كه مال از آن خداى است ، و او را منت است بر وى بدانچه به دو داده است و توفيق بذل ارزانى داشته . پس چرا در حق خداى بزرگ مىدارد چيزى كه عين حق خداى است ؟ و اگر مقام او آن اقتضا كند كه در آخرت نگرد و براى ثواب بذل كند ، پس چرا بزرگ پندارد بذل آن چه أضعاف آن بر آن چشم
هامش
( 124 ) شريطه ، شرط در لازم گرفتن چيزى و اجراى آن .
( 125 ) بقره 2 - 264 .
( 126 ) توبه 9 - 25 .
( 127 ) ظاهرا : خرد شمرى ، به قرينهء : بزرگ دارى ( در جملهء بعدى ) .