تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣

وظيفت چهارم آن كه اظهار كند « 101 » آن جا كه داند كه در اظهار ترغيب مردمان باشد در اقتدا ،

( 1 ) و سرّ خود را از ريا نگاه دارد به طريقى كه در معالجت ريا در « كتاب ريا » ياد خواهيم كرد . چه حق تعالى فرموده است :
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ
. « 102 » و آن جايى است كه حال اظهار اقتضا كند - امّا براى اقتدا و امّا براى آن كه سائل در ملأ مردمان خواسته باشد - و نبايد كه از بيم ريا كه در اظهار باشد صدقه بگذارد ، « 103 » بل بايد كه صدقه دهد و سرّ خود را به قدر امكان از ريا نگاه دارد . و اين براى آن گفتيم كه در اظهار محذورى سوم ضمين است « 104 » بيرون « 105 » منّت و ريا - و آن هتك ستر درويش است كه روا كه وى برنجد از آن چه احتياج وى دانسته شود . و كسى كه سؤال اظهار كند ، ستر نفس خود [ را ] هم او هتك كرده باشد ، پس در اظهار اين معنى محذور نباشد . و آن چون اظهار فسق است بر كسى كه او در آن مستتر « 106 » باشد ، چه آن محظور « 107 » است ، و تجسس نمودن در آن و به ذكر آن [ غيبت ] كردن منهى « 108 » است [ 362 ] . و اما كسى كه آن را ظاهر كند ، اقامت حد بر او اشاعت باشد « 109 » ، و لكن هم او سبب آن شده است . و براى اين معنى پيغامبر - عليه السلام - گفته است : من القى جلباب الحياء فلا غيبة له . اى ، هر كه چادر شرم از سر بيندازد ذكر آن در حق او غيبت نباشد . و بارى تعالى فرموده است :
وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً
« 110 » . حق تعالى بندگان را بر صدقهء علانيه نيز فراخواند براى آن كه در آن فايدهء ترغيب است . و بنده بايد كه نيكو تأمل نمايد در منفعت و مضرت آن ، و هر دو را بسنجد . چه آن به احوال و اشخاص مختلف باشد ، و در بعضى احوال ، بعضى اشخاص را اظهار و آشكارا فاضل‌تر . و هر كه فايده و غايله شناسد و به چشم شهوت ننگرد ، سزاوارتر و لايقتر هر حالى وى را روشن شود .

وظيفت پنجم آن كه صدقهء خود را به منت و رنجانيدن باطل نكند .

( 2 ) قال اللّه تعالى :
لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى
. « 111 » و در حقيقت « منّ و أذى » اختلاف كرده‌اند .
هامش
( 101 ) اظهار كردن ، آشكار كردن . ( 102 ) بقره 2 - 271 . ( 103 ) بگذارد ، ترك كند . ( 104 ) اظهار متضمن محذورى سوم است . ( 105 ) بيرون ، سواى . ( 106 ) مستتر ، پوشنده ، پنهان كننده . ( 107 ) محظور ، حرام ، ناروا . ( 108 ) منهى ، نهى شده . ( 109 ) اشاعت ، فاش و آشكار كردن ، كيفر شرعي او اشاعت كردن است . ( 110 ) رعد 13 - 22 ، فاطر 35 - 29 . ( 111 ) بقره 2 - 264 .