تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
سخىترين خلق بود ، و در ماه رمضان چون باد پران بودى : هيچ چيز نگاه نداشتى . و ماه رمضان را فضيلت شب قدر است ، و قرآن در آن نازل شده است . و مجاهد مىگفت : رمضان مگوييد ، چه آن اسمى است از اسماى حق تعالى ، و لكن بگوييد شهر رمضان . و ذى الحجة نيز از ماه‌هاى بسيار فضل است و ماه حرام است و حج أكبر در اوست ، و ايام معلومات - و آن عشر اول است - و ايام معدودات - و آن ايام تشريق است « 95 » هم در وى است . [ 360 ] و فاضل‌تر ايام ماه رمضان عشر آخر است ، و فاضل‌تر ايام ذى الحجة عشر اول .

وظيفت سوم پنهان دادن ،

( 1 ) كه آن از ريا و سمعه دور تر باشد . قال - عليه السلام : افضل الصّدقة جهد المقلّ إلى فقير في سرّ . اى ، فاضل‌ترين صدقه آن باشد كه اندكى مال به وسع و طاقت خود درويشى را دهد در نهان . و يكى از علما گفت : سه چيز از گنجهاى نيكوى است ، يكى از آن ، نهان دادن صدقه است ، و اين را مسند هم روايت كرده‌اند . [ قال عليه السلام ] : انّ العبد ليعمل عملا في السرّ فيكتبه اللّه تعالى له سرّا فان أظهره نقل من السرّ و كتب في العلانية فان تحدّث به نقل من السّرّ و العلانية و كتب رياء . اى ، بنده در سر عملى بكند ، و حق تعالى آن را در سر براى وى ثبت فرمايد ، پس اگر آن را ظاهر كند ، از سر نقل شود و در علانيه ثبت افتد ، و اگر آن را در گفت آرد ، از سر و علانيه بيرون آيد و در ريا مثبت گردد . و در حديث مشهور است : سبعة يظلّهم اللّه يوم لا ظلّ الاّ ظلّه . أحدهم رجل تصدّق بصدقة فلم تعلم شماله بما اعطت يمينه . اى ، هفت كس را بارى تعالى در عز و منعت « 96 » دارد ، روزى كه عز و منعت نباشد مگر عز و منعت او . يكى آن كه مرد صدقه دهد [ و دست چپ به آن چه دست راست داده است خبردار نشود ] . مترجم مىگويد كه بدين ، مبالغت اخفا خواسته است ، و روا كه آن خواسته باشد كه بر خاطر ملكى و روحانى دهد و خاطر نفسانى و شيطانى با آن نياميزد ، چه اصحاب خير را اصحاب يمين گويند و اصحاب شر را اصحاب شمال . و در خبر است : صدقة السّرّ تطفئ غضب الرّبّ . اى ، صدقهء سر مضرات و مكروهات را منقطع گرداند . و مضار و مكاره از آثار غضب الهى است ، و از مسبّب اسباب عبارت كردن « 97 » مجازى
هامش
( 95 ) ايام تشريق ، سه روز بعد از روز عيد قربان . ( 96 ) منعت ، قوّت . ( 97 ) يعنى اسباب را در عبارت آوردن و مسبّب را مراد گرفتن .