عجب آوردن مرد به نفس خود . و حق تعالى فرمود :
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
. « 90 » و در « ربع مهلكات » وجه اهلاك او و كيفيت تفصّى از آن بخواهد آمد . و صفت بخل زايل نشود مگر بدانچه بخشيدن مال را عادت سازى ، چه ، دوستى چيزى زايل نشود مگر بدانچه نفس را بر مفارقت آن قهر كنى تا معتاد شود . و زكات بدين معنى پاكيى است كه صاحب آن را از پليدى بخل مهلك پاك گرداند . و پاكى او حاصل نشود ، مگر به اندازهء فرح و استبشار او « 91 » به خرج كردن مال و صرف آن در راه خداى - عز و جل .
معنى سوم شكر نعمت است . چه خداى را بر بنده در نفس و مال نعمتهاست ، و عبادتهاى بدنى شكر نعمت بدن است ، و مالى شكر نعمت مال . و در غايت خساست و در نهايت حقارت باشد كسى كه درويش را ببيند كه روزى بر وى تنگ كردهاند و به ننگ آن چه محتاج شود به مثل خودى مبتلا گردانيده ، پس نفس وى سماحت « 92 » نكند بدانچه شكر حق تعالى بر اين نعمت كه وى را از سؤال بىنياز كرده است و ديگرى را به وى محتاج ، به دادن ربع عشر يا عشر از مال خود بگذارد .
وظيفت دوم در وقت ادا .
( 1 ) و از آداب ارباب دين است كه تعجيل كنند و زكات پيش از وقت وجوب بدهند براى اظهار رغبت در امتثال فرمان ، و ايصال « 93 » شادى به دل درويشان ، و مبادرت حادثات زمان و مانع شدن آن بر خير و إحسان ، و دانستن آن چه در تأخير آفتهاست ، و بنده در معرض عصيان مىآيد اگر از وقت وجوب تأخيرى نمايد . و هر گاه كه داعيهء خير در باطن ظاهر شد ، آن را غنيمت بايد شمرد ، چه آن از نزديكى فريشته باشد ، و قلب المؤمن بين إصبعين من اصابع الرّحمن - و معنى اين حديث مستوفى تقرير افتاده است - و گشتن دل در غايت زودى باشد . و شيطان وعدهء درويشى و بخل فرمايد ، و او را نيز نزديكى است پس از هر نزديكى كه فريشته باشد . « 94 » پس فرصت را غنيمت بايد داشت و براى زكات ، اگر مجموع ادا خواهيد كرد ، ماهى معلوم معين گرداند و در آن كوشد كه فاضلترين وقتى باشد تا سبب نماى قربت و موجب تضاعف زكات شود ، و آن چون ماه محرم بود ، كه اول سال است و از ماههاى حرام ، يا ماه رمضان [ زيرا ] كه پيغامبر - عليه السلام -
هامش
( 90 ) حشر 59 - 9 ، تغابن 64 - 16 .
( 91 ) استبشار ، شاد شدن .
( 92 ) سماحت ، جوانمردى ، سخاوت .
( 93 ) ايصال ، رساندن .
( 94 ) يعنى كه فريشته را باشد .