تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
معنى اول آن كه گفتن كلمهء شهادت التزام توحيد است و گواهى دادن به يگانگى معبود . و شرط وفا كردن بدين سخن آن باشد كه موحّد را جز يگانه دوستى نماند ، چه دوستى شركت نپذيرد . و توحيد زبان كم فايده است ، و درجهء دوستى را به مفارقت محبوبات امتحان كنند ، و مال محبوب و مرغوب خلق است ، زيرا كه آلت برخوردارى ايشان است از دنيا و به سبب آن با اين عالم انس مىپذيرند و از مرگ نفرت مىگيرند ، با آن چه ديدار دوست به واسطهء مرگ مىتوان ديد . پس براى تصديق كه در دوستى خداى كرده‌اند ايشان را امتحان فرموده‌اند و گفته كه اگر به دوستى خداوند يگانه تولا « 80 » مىنمايند ، از دوگانه به يگانه - كه آن را معشوق و موثوق خود ساخته‌اند - تبرّا « 81 » كنند . و براى آن حق تعالى گفت :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
« 82 » ، و آن به جهاد باشد كه به جان مسامحت كردن است از شوق لقاى حق ، و مسامحت مال سهل است . و چون اين معنى در بذل مال مفهوم شد ، مردمان سه قسم شدند . يك قسم در توحيد صادق بودند ، و از عهدهء آن تفصّى نمودند ، و دست از مال بداشتند ، و درمى و دينارى باقى نگذاشتند ، و امتناع نمودند از آن چه زكات بر ايشان واجب شود ، تا به حدى كه يكى را از ايشان گفتند كه زكات دويست درم چند باشد ؟ گفت : بر عوام به حكم شرع پنج درم ، و بر ما بذل همه . و براى آن بو بكر كل مال خود بياورد ، و عمر نيمهء آن . و پيغامبر از عمر پرسيد : ما ذا أبقيت لاهلك ؟ « 83 » گفت : مثله . « 84 » و از بو بكر همين سؤال كرد ، گفت : اللّه و رسوله . پيغامبر فرمود : بينكما ما بين كلمتيكما . « 85 » به كلمه‌اى در غايت ايجاز و غايت اعجاز تفاوتى عظيم كه در ميان اين دو حالت بود بيان فرمود . و صدّيق به تمام صدق وفا نمود ، و جز آن چه به نزديك وى [ 358 ] محبوب بود - و آن خداى و رسول است - نگاه نداشت ، چه جايى كه پيش نهاد ذو الجلال باشد ، پس انديشى عيال نبايد ، و در مجال جانبازى احتمال انبازى راست نيايد . قسم دوم درجهء ايشان كه از درجهء اول [ كمتر ] بود . و ايشان مال نگاه داشتند ، و اوقات حاجات و مواسم خيرات ترصّد نمودند . و مقصود ايشان در ذخيره آن بود كه بر اندازهء حاجت نفقة
هامش
( 80 ) تولّا ( در عربى : تولّى ) ، دوست گرفتن ، ولى گرفتن . ( 81 ) تبرّا ( در عربى : تبرّى ) ، بيزارى ، دورى . ( 82 ) توبه 9 - 111 . ( 83 ) براى اهل خود چه گذاشتى ؟ ( 84 ) مثل آن ( نيمهء ديگر آن ) . ( 85 ) فرق ميان شما فرق ميان دو سخن شماست .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 468 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى