پنجم آن كه بر عدد صنفها كه در شهر موجود باشد قسمت كند ، چه استيعاب أصناف واجب است - مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه واجب نيست ، و اگر يك صنف را دهد روا بود - و ظاهر قول حق تعالى :
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ
، « 79 » بر آن دلالت مىكند . چه اگر بيمارى گويد : انّما ثلث مالى للفقراء و المساكين ، اين سخن شركت اقتضا كند در تمليك . و در عبادات از تغيير ظواهر احتراز لازم باشد . و از [ آن ] هشت صنف ، دو صنف در بيشتر شهرها موجود نهاند ، و آن مؤلّفه ، و عاملان زكاتاند . و چهار صنف در همهء شهرها موجودند ، فقرا و مساكين و وام زدگان و ابناى سبيل . و دو صنف در بعضى موجودند و در بعضى نه ، و آن غازيان و مكاتبانند . و اگر پنج صنف مثلا يابد ، زكات را به پنج بخش برابر كند ، و هر صنفى را بخشى معين گرداند ، پس هر بخشى را سه سهم كند [ 357 ] يا بيشتر - اما بتساوى و اما بتفاوت - و تسويه ميان آحاد هر صنفى لازم نيست . و روا كه بر « ده و بيست » قسمت كند و نصيب هر يكى كم گرداند .
و اما أصناف ، زيادت و نقصان نپذيرند ، و نبايد كه در هر صنفى به كم از سه كس دهد . و اگر [ جز ] يك صاع فطر واجب نباشد و پنج صنف بيابد ، بايد كه پانزده كس را دهد . و اگر با امكان دادن يك كس را ندهد ، در نصيب آن يك كس تاوان دار باشد . و اگر به سبب اندكى واجب دشوار شود ، بايد كه بر جماعتى كه زكات بر ايشان واجب باشد شريك شود و مال خود با مال ايشان بياميزد ، و يا مستحقان را جمع كند و بديشان سپارد تا ايشان آن را قسمت كنند ، چه از اين چاره نيست .
بيان دقايق آداب باطن در زكات
( 1 ) [ بدان كه ] بر مريد راه آخرت در زكات وظيفتهاست :
وظيفت اول آن كه وجوب زكات و معنى آن فهم كند ،
( 2 ) و وجه امتحان در آن بداند ، و بشناسد كه چرا زكات را ، با آن چه تصرفى مالى است و از عبادتهاى تن نيست ، از [ مبانى ] اسلام گردانيدهاند . و در او سه معنى است :
هامش
( 79 ) توبه 9 - 60 .