تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
ميانه چون بدل غله « 46 » و مالى كه تجارت را نبود ، و اداى آن وقتى [ است ] كه دويست درم در قبض وى آيد . و ضعيف چون مهر و بدل خلع « 47 » و قصاص و كتابت « 48 » و سعايت ، « 49 » و اداى آن چون پس از قبض دويست درم [ حولى ] بگذرد . و ميراث و وصيت چون پس از سالى قبض كند در قولى چون ميانه است ، و در قولى چون ضعيف . و در روايت كرخى ميانه همچون ضعيف است ، و وام دو گونه : قوى و ضعيف .

نوع چهارم - زكات تجارت

( 1 ) و آن چون زكات زر و سيم [ است ] و انعقاد حول از آن وقت كه نقدى كه بدان بضاعت خرد در ملك وى آيد اگر نصاب باشد ، و اگر كم از نصاب بود ، يا [ به عرض « 50 » خود خرد ، بر ] نيت تجارت ، حول از وقت خريدن بود و زكات از نقد شهر « 51 » دهد ، و قيمت هم به دو « 52 » باشد - مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه به چيزى كه درويشان را نافع بود - و اگر به نقدى كه نصاب كامل باشد خرد ، قيمت به دو اولى . و اگر در مال ذخيره نيت تجارت كند ، به مجرد نيت حول منعقد نشود تا بدان چيزى نخرد . و هر گاه كه نيت تجارت پيش از تمام حول قطع كند ، زكات ساقط شود . و اولى آن كه زكات آن مال بدهد . و در سودى كه آخر سال باشد زكات به حول سرمايه « 53 » واجب آيد ، و حولى ديگر براى [ 353 ] وى استيناف نكنند ، چنان كه در نتاج « 54 » گفتيم . و حول مال صرافان ، به مبادله‌اى كه در ميان ايشان روان است ، منقطع نشود ، چون ديگر تجارات . و در مال قراض ، « 55 » زكات حصت عامل بر وى « 56 » بود ، اگر چه پيش از قسمت باشد ، و اين به قياس نزديك‌تر .
هامش
( 46 ) در نسخهء خطى : بدل و غله . ( 47 ) خلع ، رهايى زن در برابر مالى كه شوهرش از وى يا ديگرى بستاند . ( 48 ) كتابت ، مكاتبه ، قراردادى كه بر طبق آن بنده براى آزادى خود بايد در اوقات معين مالى بپردازد . ( 49 ) سعايت ، پاره‌اى از بهايى كه بندهء مكاتبه‌اى براى باز خريد خود مىپردازد . ( 50 ) عرض ( ج : عروض ) ، غير نقدين ( زر و سيم ) . ( 51 ) نقد شهر ، نقد رايج ، شهروا . ( 52 ) به نقد شهر . ( 53 ) حول سرمايه ، يك سال از اصل سرمايه . ( 54 ) نتاج ، زاييدن چهارپايان ( شتر و گاو و گوسفند ) . ( 55 ) قراض ( به فتح و كسر ق ) ، نوعى مضاربه ( سرمايه از يكى و كار از ديگرى براى تجارت ) . ( 56 ) بر عامل .