سوم آن كه تكرار او بسيار نباشد ، و چون واقع شد آن را دوامى و وقعى بود ، چون سفر ، و خريدن سرايى نو و آن چه با آن مناسبت دارد ، مستحب است كه در ابتداى آن دو ركعت گزارده آيد .
و كمتر آن بيرون آمدن است از خانه و در رفتن در آن ، چه آن نوع سفرى سبك است .
هفتم - نماز استخارت
( 1 ) هر كه قصد كارى كند و عاقبت نداند و نشناسد كه فعل آن بهتر يا ترك ، پيغامبر - عليه السلام - وى را فرموده است كه دو ركعت نماز گزارد ، در ركعت اول فاتحه و قل يا ايّها الكافرون خواند ، و در ركعت دوم فاتحه و قل هو اللّه احد . و چون فارغ شود اين دعا بگويد : اللّهمّ انّى [ 344 ] أستخيرك بعلمك و استقدرك بقدرتك [ و اسألك من فضلك العظيم ] فانّك تقدر و لا اقدر و تعلم و لا اعلم و أنت علاّم الغيوب . اللّهمّ ان كنت تعلم انّ هذا الامر خير لي في دينى و دنياى و عاقبة امرى و عاجله و آجله ، فقدّره لي ثمّ يسّره لي ، و ان كنت تعلم انّ هذا الامر شرّ لي في دينى و دنياى و عاقبة امرى و عاجله و آجله فاصرفني عنه و اصرفه عنّى و قدّر لي الخير أينما كان انّك على كلّ شيء قدير .
و اين حديث جابر عبد اللّه روايت كرد و گفت : پيغامبر - عليه السلام - ما را در همه كارها استخارت بياموختى ، چنان كه سورتى از قرآن . و گفت : إذا همّ أحدكم [ بامر ] فليصلّ ركعتين ، ثمّ يسمّ الامر و يدعو بما ذكرناه . اى ، چون يكى از شما قصد كارى كند بايد كه دو ركعت نماز گزارد ، پس كار را مسمّى كند ، و اين دعا كه ياد كرديم بگويد . و يكى از حكما گفت : هر كه را چهار چيز دادند ، از چهار چيز محروم نشود : صاحب شكر از مزيد ، و صاحب توبه از قبول ، و صاحب استخارت از خير ، و صاحب مشورت از صواب .
هشتم - نماز حاجت
( 2 ) هر كه حال بر وى تنگ شود ، [ و از ] كارى كه در اصلاح دين و دنيا حاجت وى بدان ماسّه باشد متعذّر گردد ، بايد كه اين نماز كند . و آن چنان است كه آمده است كه وهيب ورد گفت : از جملهء دعايى كه رد نشود آن است كه بنده دوازده ركعت نماز گزارد ، در هر ركعتى فاتحه و آية الكرسي و قل هو اللّه احد بخواند ، و چون فارغ شد سجده كند و گويد : سبحان الذي لبس العزّ و قال به سبحان الّذي تعطّف بالمجد و تكرّم به سبحان الّذي احصى كلّ شيء بعلمه ، سبحان الّذي لا ينبغي التّسبيح الاّ له سبحان ذى المنّ و الفضل ، سبحان ذى العزّ و التّكرّم سبحان ذى الطّول اسألك بمعاقد عزّك من عرشك و منتهى الرّحمة من