كه به دخول مسجد برخيزد ، چه آن هم سببى است . و براى اين ، نماز جنازه و خسوف و استسقا در اين اوقات كراهيت نيست ، چه آن را اسباب است .
فايدهء دوم قضاى نوافل . چه پيغامبر - عليه السلام - آن را قضا كرد و متابعت او لازم است . و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه پيغامبر - عليه السلام - را چون خوابى يا رنجوريى غلبه كردى و در آن شب قيام نتوانستى كرد ، روز آن دوازده ركعت نماز بگزاردى . و علما گفتهاند : هر كه در نماز باشد و جواب مؤذن وى را فوت شود ، چون سلام دهد قضا كند و جواب گويد ، اگر چه مؤذن ساكت شده باشد . و اگر كسى گويد كه آن مثل اول باشد و قضا نبود ، اين سخن بىمعنى است ، چه اگر چنين بودى پيغامبر - عليه السلام - در وقت كراهيت نكردى . آرى كسى را كه وردى باشد و عذرى از آن مانع شود بايد كه خود را در ترك آن رخصت ندهد ، بل وقتى ديگر آن را تدارك كند تا نفس او به تن آسانى و رفاهيت مايل نشود ، و تدارك آن بر سبيل مجاهدهء نفس نيكو بود .
و پيغامبر - عليه السلام - گفته است : احبّ الاعمال إلى اللّه أدومها و ان قلّ . اى ، دوستترين كارها نزديك خداى - عز و جل - دايمتر آن است اگر چه اندك باشد . و مقصود بدان آن كه دوام عمل او مبتّر « 321 » نشود . و عايشه روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من عبد اللّه عبادة ثمّ تركها ملالة مقته اللّه . اى ، هر كه خداى را بندگى كند ، پس آن را به واسطهء ملالت بگذارد خداى - عز و جل - وى را دشمن دارد . پس بترس كه در اين وعيد داخل شوى . و تحقيق اين خبر آن است كه حق تعالى وى را دشمن داشت ، پس او به ملالت اين را ترك گرفت ، چه اگر [ مقت « 322 » و ابعاد « 323 » نبودى ] ملالت بر وى مسلط نشدى .
پنجم - دو ركعت پس از وضو
( 1 ) دو ركعت پس از وضو مستحب است . زيرا كه وضو قربت است ، و مقصود آن نماز ، و حدثها عارض است . و روا كه پيش از نماز حدث رسد و وضو منتقض شود ، و سعى ضايع گردد . پس در گزاردن دو ركعت مبادرت نمودن [ به تحصيل ] مقصود وضوء است پيش از فوت . و اين از حديث بلال معلوم مىشود . چه پيغامبر - عليه السلام - گفت : دخلت الجنّة فرأيت بلالا فيها ، فقلت لبلال : بم
هامش
( 321 ) مبتّر ، بريده ، ناتمام .
( 322 ) مقت ، دشمن داشتن ، بغض و عداوت .
( 323 ) ابعاد ، دور داشتن از خير .