شفاعت ايشان را در حق وى قبول كند . و چون جنازه را تشييع كند و به گورستان رسد ، يا در آن درود بگويد : السّلام على اهل الدّيار من المؤمنين و المسلمين و يرحم اللّه المستقدمين منّا و المستأخرين ، و انّا ان شاء اللّه بكم لاحقون . و اولى آن كه باز نگردد تا مرده را دفن كنند ، و چون گور راست كردند ، پيش آن بايستد و بگويد : اللّهمّ عبدك ردّ إليك فارأف به و ارحمه اللّهمّ جاف الارض عن جنبيه و افتح أبواب السّماء لروحه و تقبّل منه بقبول حسن ، اللّهمّ ان كان محسنا فضاعف له في إحسانه و ان كان مسيئا فتجاوز عنه .
چهارم - تحيّت مسجد
( 1 ) تحيّت مسجد به دو ركعت ، و زيادت از آن سنتى مؤكده است تا به حدى كه اگر چه خطيب روز آدينه در خطبه باشد ساقط نمىشود ، با آن چه وجوب گوش داشتن به خطيب متأكد است . و اگر به فرضى يا قضايى مشغول گردد تحيّت بدان گزارده شود و فضل حاصل آيد ، چه مقصود آن است كه آغاز در رفتن « 320 » از عبادتى كه به مسجد مخصوص است خالى نماند تا به حق مسجد قيام نموده باشد . و براى اين كراهيت است كه در مسجد بىآبدست رود . و اگر براى گذشتن يا نشستن در رفت ، بايد كه سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر چهار بار بگويد . چه گفتهاند كه آن برابر دو ركعت باشد در فضل . و مذهب شافعى [ آن ] است كه تحيت در اوقات كراهيت مكروه نباشد - مترجم مىگويد : خلاف بو حنيفه - رضى اللّه عنه - و اين پس از نماز ديگر و نماز بامداد و وقت زوال و وقت طلوع و غروب است . بدانچه روايت كردهاند كه پيغامبر دو ركعت پس از نماز ديگر بگزارد و صحابه گفتند : نه ما را از اين نهى فرمودهاى ؟ گفت : هما ركعتان كنت أصلّيهما بعد الظّهر فشغلني عنهما الوفد . اى ، اين دو ركعت است كه پس از نماز پيشين گزاردمى ، وفد مرا از آن مشغول كرد . و از اين [ حديث ] دو فايده حاصل مىشود ، يكى [ 342 ] آن كه كراهيت مقصور است بر نمازى كه آن را سببى نباشد ، و قضاى نوافل از ضعيفترين اسباب است . چه علما در آن مختلفند كه قضا كرده شود يا نه ، و اگر مثل آن چه فوت شده است بكند قضا باشد يا نه ؟ و چون كراهيت به ضعيفترين سببى برخاست ، پس سزاوار باشد
هامش
( 320 ) در رفتن ، ورود ، در شرح زبيدى : إذا المقصود لا يخلو ابتدا دخوله عن العبادة الخاصة . . .