براى مرگ و زندگانى كسى منخسف نشوند ، و چون آن مشاهده كنيد ، به ذكر خدا و نماز پناهيد .
و اين در آن حال فرمود كه پسر وى إبراهيم وفات كرد ، و خورشيد منكسف شد ، مردمان گفتند :
كسوف خورشيد براى مرگ وى بود ! و نظر در كيفيت و وقت آن است .
اما كيفيت
( 1 ) چون خورشيد را كسوف باشد در وقتى [ كه نماز در آن ] مكروه يا غير مكروه بود الصّلاة جامعة ندا كنند ، و امام دو ركعت نماز با جماعت مردمان در مسجد بگزارد ، و در هر ركعتى دو ركوع كند ، اول درازتر از آخر ، و بلند نخواند . و در قيام اول از ركعت اولى فاتحة و البقرة خواند ، و در دوم فاتحة و آل عمران و در سوم فاتحة و النساء ، و در چهارم فاتحة و المائدة ، يا مقدار اين سورتها از آن جا كه خواهد .
و اگر در همهء قيامها بر فاتحه اقتصار نمايد روا باشد ، و اگر به سورتهاى كوتاه اكتفا كند باكى نبود . و مقصود تطويل آن است كه تا به وقت انجلا در نماز باشد . و در ركوع اول بر اندازهء صد آيت تسبيح گويد ، و در [ 339 ] دوم بر اندازهء هشتاد آيت ، و در سوم بر اندازهء هفتاد ، و در چهارم بر اندازهء پنجاه ، و سجود در هر ركعتى بر اندازهء ركوع كند . و پس از نماز دو خطبه كند ، ميان هر دو خطبه جلسهاى و مردمان را صدقه و عتق « 313 » و توبه فرمايد . و در خسوف قمر همچنين كند ، مگر آن كه بلند خواند ، چه شبى است . « 314 » مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - دو ركعت گزارد ، همچون ديگر نمازها . و در اوقات كراهيت نگزارد . و در كسوف خورشيد در مسجد گزارد ، به جماعت ، و در خسوف ماه در خانه ، بانفراد . و خطبه در اين نمازها مشروع نيست .
و اما وقت آن
( 2 ) از ابتداى خسوف است تا [ تمام ] انجلا . و اگر خورشيد با كسوف غروب كند ، وقت بيرون شود . و در خسوف قمر فوت وقت آن باشد كه قرص خورشيد بر آيد ، چه سلطان « 315 » شب باطل شود . و بدانچه ماه با خسوف غروب كند وقت فوت نشود ، چه كل شب سلطان ماه است . و اگر در اثناى نماز منجلى شود ، سبك به إتمام رساند . و هر كه با امام ركوع دوم دريابد ركعت اول فوت شده باشد ، زيرا كه اصل ركوع اول است .
هامش
( 313 ) عتق ، بنده آزاد كردن .
( 314 ) چه شبى است ( ى نسبت ) ، در عربى : لانها ليليّة ( الا آن كه بايد بلند بخواند چون متعلق به شب است و مانند نماز مغرب و عشا به جهر خوانده مىشود ) .
( 315 ) سلطان ، سلطه .