شده باشند شفاعت وى مقبول شود .
و اين نماز مستحب است . و ما در اين قسم براى آن آورديم كه به تكرر سال متكرر مىشود ، اگر چه در مرتبهء تراويح و نماز عيد نيست ، زيرا كه آحاد آن را نقل كردهاند . و لكن جملهء اهل قدس « 311 » را ديدم [ 338 ] كه بر آن مواظبت مىنمودند و در ترك آن مسامحت نمىكردند .
خواستم كه آن را ايراد كنم .
اما نماز شعبان
( 1 ) در شب پانزدهم صد ركعت نماز كند ، در هر دو ركعت سلام گويد ، در هر ركعتى پس از فاتحه ده بار قل هو اللّه احد بخواند . و اگر خواهد ده ركعت نماز كند ، در هر ركعتى پس از فاتحه صد بار قل هو اللّه احد بخواند . و اين نماز در جملهء نمازها مروى است ، و سلف اين را اقامت نمودندى ، و صلوة الخير خواندندى ، و براى آن جمع شدندى . و بسى بودى كه به جماعت گزاردندى . و حسن گفت كه از سى كس از اصحاب پيغامبر - عليه السلام - شنيدم كه من صلّى هذه الصلاة في هذه اللّيلة نظر اللّه تعالى إليه سبعين نظرة و قضى له بكلّ نظرة سبعين حاجة أدناها المغفرة . اى ، هر كه در اين شب اين نماز بكند حق تعالى در وى هفتاد نظر رحمت فرمايد ، به هر نظرى هفتاد حاجت وى روا كند ، كمتر آن آمرزش [ است ] .
قسم چهارم آن چه [ از نوافل ] به عوارض اسباب تعلق دارد نه به اوقات
( 2 ) و آن نه است : چون خسوف و كسوف ، و استسقا ، و تحيت مسجد ، و دو ركعت وضو ، و دو ركعت ميان [ بانگ ] نماز و اقامت ، و دو ركعت بيرون آمدن از خانه و در رفتن « 312 » آن ، و نماز حاجت ، و نماز استخارت ، و نظاير آن . و آن چه در اين حال ما را حاضر شود اينجا ياد كنيم .
اما نماز خسوف
( 3 ) پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ الشمس و القمر لآيتان من آيات اللّه لا يخسفان لموت أحد و لا بحياته فإذا رأيتم ذلك فافزعوا إلى ذكر اللّه و الصّلاة . اى ، خورشيد و ماه دو آيت است از آيتهاى خداى تعالى ،
هامش
( 311 ) قدس ، بيت المقدس .
( 312 ) در رفتن ، دخول ، وارد شدن .