تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
نمازى در مسجد حرام فاضل‌تر [ 337 ] [ از هزار نماز در مسجد من ، و فاضل‌تر ] از اين همه آن كه مردى در گوشهء [ خانهء خود ] دو ركعت نماز كند كه جز خداى آن را نداند . و اين براى آن است كه ريا و تصنع در جماعت روا كه بدان راه يابد ، و در تنهايى از آن ايمن بود . اين آن است كه گفته‌اند . و مختار آن كه جماعت فاضل‌تر ، چنان كه رأى عمر بوده است ، چه جماعت در بعضى نوافل مشروع است ، و تراويح سزاست بدانچه از شعاير ظاهر باشد . و اما التفات سوى ريا در جماعت ، و سوى كاهلى در انفراد ، عدول است از مقصود به نظر در فضيلت جماعت ، از آن روى كه جماعت است ، و گويندهء آن چنانستى كه مىگويد : نماز كردن به از گذاشتن « 310 » آن به كاهلى ، و اخلاص به از ريا . و ما مسئله را در كسى فرض كنيم كه واثق باشد كه در تنهايى كاهلى نكند ، و در جماعت ريا نبرزد ، و گوييم : كدام از اين دو فاضل‌تر ؟ پس نظر داير شود ميان بركت جماعت و ميان مزيد قوّت اخلاص و حضور دل . و روا كه در تفضيل يكى از آن بر ديگرى تردّد بود . و قنوت وتر در نصف اخير رمضان مستحب است .

اما نماز رجب

( 1 ) به اسناد روايت آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : هر كه اول پنج شنبهء رجب روزه دارد ، پس ميان شام و خفتن دوازده ركعت نماز گزارد ، ميان هر دو ركعتى به سلام فصل كند ، و در هر ركعتى يك بار فاتحه و سه بار انّا أنزلناه في ليلة القدر و دوازده بار قل هو اللّه احد بخواند ، و چون فارغ شود هفتاد بار بر من درود دهد و گويد اللّهمّ صلّ على محمد النبىّ الامّىّ و على آله ، پس سجده كند و در آن هفتاد بار بگويد سبّوح قدّوس ربّ الملائكة و الرّوح ، پس سر بر آرد و هفتاد بار بگويد ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم فانّك أنت العلىّ الاعظم ، پس سجده‌اى ديگر بكند و مثل آن چه در سجدهء اول گفته است بگويد ، پس در سجده حاجت خواهد ، هر آينه روا شود . و پيغامبر فرمود : لا يصلّى احد هذه الصّلاة الاّ غفر اللّه له جميع ذنوبه و لو كانت مثل زبد البحر و عدد الرّمل و وزن الجبال و ورق الأشجار و يشفّع يوم القيامة في سبعمائة من اهل بيته ممّن قد استوجب النّار . اى ، هيچ كس اين نماز نكند كه نه حق تعالى همهء گناهان وى بيامرزد ، اگر چه مثل كف دريا و عدد ريگ و وزن كوهسار و برگ درختان باشد ، و در هفت صد كس از اهل بيت او كه مستوجب آتش
هامش
( 310 ) گذاشتن ، ترك كردن .